تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيدات ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

189 ص 350 س 5 مطعون بيگانگان آمدند :

قاضى و بو على هر دو برون افتادگان از دايرهء ما خارج‌اند ؛ اى قاضى چشيدن اين نيست كه رسوا شوند چه مىگويى آنكه قدح شراب خورد و اينكه سبوها غلطاند چند تفاوت باشد ذو النون بر بايزيد گفت كه قدحى از آن مىچشيد مست شد بايزيد گفت اين كار كاران را بدنام مكن اينجا كسى است كه درياى ازل و ابد فروبرد و هنوز نعرهء « هل من مزيد » مىزند مسكين با اين همه نالد كه چه كنم بوى شراب مىآيد و اگر نه كسى نداند بيچاره عاشق هم از اين كاهد دمش سرد و لب‌خشك و رخساره زرد باشد دريغا اگر به طبيعت اين نباشد او را هيچ كس نداند حكايت سلمان و صهيب و بلال و هلال و ابو بكر و عمر بارها گفته باشم . ص 466

190 ص 351 س 1 تكليف بر قالب است :

هرآينه تكليف بر ذمهء قالب و بشريت است اگر خود قالب نباشد افعال جوارح كه بجا آرد اما تو مىگويى كه با وجود بشريت و قالب و ذمه تكليف نماند الكلام فيه بدين و هم كه قالب و ذمه رفت بارك اللّه فيما عندك اما به ظاهر اين سخن مسموع نباشد يعنى ميسر نيست يا نشايد يا نبايد كه با وجود همه حقايق و معارف و همه نيستى و نابودى همه تكليفات شرايع برجا باشد كما هو هو . اى قاضى واى متّبعان او انديشه كنيد كه محمد حسينى چه مىگويد ترا قالب و ذمه وقت است خط و كتابت مىكن و سخن آن مىگوى آنكه چرا نماز نمىگزارى و تسبيح چرا نمىكنى و تلاوت چرا نمىكنى اين چه گنه كرد . ص 466 - 467