كه عشق چيست ، و شاهدبازى چه بود ! پيشهء تو شدى ، و بتپرستى ترا قبول كردى ؛ مست از تو صادر شدى ، كون و مكان ترا خادم آمدى ، آنگاه « بسم اللّه » بر تو گشاده شدى . پس ترا نقطهء باى بسم اللّه كردندى . در اين مقام شبلى را معذور دارى آنجا كه گفت : « أنا نقطة باء بسم اللّه » . گفتند وى را كه تو كيستى ؟ گفت : من نقطهء باى « بسم اللّه » ام ، و نقطهء « بسم اللّه » از اصل « بسم اللّه » نيست ، و غير « بسم اللّه » نيست ؛ اصل بسم اللّه را به نقطهء با حاجت باشد كه اظهار بسم بدان باشد ، امّا نقطهء « ب » بىاسم ببين چه باشد .
اين بيتها را بخوان :
بر سين سرير سرّ ، سپاه آمد عشق * بر كاف كلام كلّ ، كلاه آمد عشق
بر ميم ملوك ملك ، ماه آمد عشق * با اين همه يك قدم ز راه آمد عشق
هامش
( 1 ) كه . . . بودPU - AMSكه . . . بازىBRشاهد . . . بودH- -
( 1 - 2 ) تو . . . مستABMSاو بت . . . و مستىHتو . . . مست و بدمستىPRU- -
( 3 - 4 ) شبلى . . . گفتAMSتا ذرهء زمان شبلى . . .
داريد . . . گفتBحضرت على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - مىگويدHشبلى . . . داشتى . . . گفتPRU- -
( 4 ) گفتند . . . كيستىABMRS - Hآنجا كه او را گفتندPU- -
( 5 ) نقطهء بسمABHMRSنقطهء ب بسمPU- - نيستA . . . Uهم نيستH- -
( 5 - 6 ) اصل . . . كهMSUاصل . . . است كهAاسم را به نقطهء با . . . تاBاصل . . . باى بسم اللّه حاجت . . . كهHRبسم اللّه را . . . كهP- -
( 6 ) بسمAHMPSUبسم اللّهBR- -
( 6 - 7 ) اما . . . بخوانA . . . Uچون تولدى از شخصى پديد آيد آن را به دو خوانند يعنى به پدر يا بمادر آنگاه راست و درست شود اما چون نقطهء با شنيدى اسم به بين چه باشد اين بيتها بشنو تا بازيابىR- -
( 7 ) راBHPRU - AMS- -
( 8 ) سر سپاهAMPSچو شاهBRسر شاهHسر سياهU- -
( 9 ) كاف . . .
كلAMPSUتارك ترك جانBكاف كلاه كلHR- -
( 8 - 11 ) مصراع 1 و 2 و 3 و 4 بدين ترتيب درA . . . Uمصراع 1 و 4 و 3 و 2 درB- -