يعنى خود را نزد وى چنان ديدم كه سبويى نزد دريايى عظيم . از دريا ، چه بر توان گرفت ؟ تا ساكن دريا نشوى ، هرچه يا بى قدرى و حدّى دارد ؛ ملّاح از دريا ، چه حدّ و وصف كند ، و چه بر گيرد ؟ ! زيرا كه هرچه بر گيرد باز بريزد كه مقام در بحر دارد ، اما برّ از بحر چه خبر دارد ؟ « ظهر الفساد فى البرّ و البحر » . هرچه آموختهء خلق باشد برّ و برى باشد ، و هرچه آموختهء خدا باشد كه
« الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ »
بحر و بحرى باشد ، و بحر نهايت ندارد
« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ »
.
( 12 ) چه مىشنوى اى عزيز ! شمهاى ازين حديث كه « المؤمن مرآة المؤمن » بدينجا لايق است . هر كه چيزى نداند و خواهد كه بداند او را دو راهست : يكى آن باشد كه با دل خود رجوع كند بتفكّر و تدبّر تا باشد كه بواسطهء دل خود خود را بدست آرد . مصطفى - عليه السلام - از اينجا گفت كه « استفت قلبك و إن أفتاك المفتون » گفت : هرچه پيش آيد ، بايد كه محل و مفتى آن صدق دل باشد .
اگر دل فتوى دهد امر خدا باشد مىكن ؛ و اگر فتوى ندهد ترك كن ، و اعراض پيش گير كه « إنّ للملك لمّة و للشيطان لمّة » . هرچه دل فتوى دهد خدايى باشد ، و هرچه رد كند شيطانى باشد ، و نصيب اين دو لمّه در همهء جسدها هست از اهل كفر
هامش
( 1 ) وىBHMPRUاوAS- -
( 3 ) زيراA . . . Uكه او بريست زيراR- -
( 4 ) برBHMPRSUبرىAU- - سورهء 30 ( الروم ) آيهء 41 ك - -
( 5 ) برBHMPRUبر استAS- - و هر . . . كهRو آموختهء خدا كهA . . . U- - سورهء 55 ( الرحمن ) آيهء 1 م - -
( 6 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 255 م - -
( 8 ) هرA . . . Uبهره آنست كه هرH- -
( 9 ) يكى . . . كهABHMRSآنكهPU- - دلA . . . Uآن دلP- -
( 10 ) خود راAMPSU - BHR- -
( 11 ) افتاك ( المفتون ) افتاك المفتيونHافتوك افتوكABRSUافتوك افتكP- - محل . . . صدقAHRSمحك و مفتى صدق آنBMPU- -
( 12 ) امر خداA . . . Uآن امر از خداB- - فتوىABHMRS - PU- -
( 13 ) لمة : خطوة او دنوّ - - دهدHMRكندABPSU- -