كه آن همه صبغت است . فطرت يكى بيش نيست . و هم در دوام اشراق ، منازل آن نفوس رفته آيد . در تاوش ديده يابد ، و در نمايش عاشق آيد ، و در گردش آنچه نبايد برخاستن گيرد ، و آنچه بيايد فرارسيدن گيرد تا به روش رسد 2 . پس روش در كشش گرفتن گيرد تا در عنايت جذبه تمام المنازل رفته آيد .
اشكال ديگر : ريا به رنگ اخلاص و عجز علم از ادراك حقيقت او . صدماتى كه علم و عشق را با يكديگر هست اين قعاقع 3 آن بود ، و اين را بوقلمون وقت 4 خوانند و اشكال واقعه خوانند . اگر دست معرفت بالاتر بود ازين شبهت بحلال طلق بايد انجاميد ، كه اين را شبهت راه خوانند . و اگر ندهد در علم ريا بايد نهاد ، كه اخلاصى بريا هر نفسپيمائى بهتر رهى از آنكه ريا به اخلاص بر دل شمرى .
اشكال ديگر : حديث كسوت ذات و صفات . صواب آن است كه قرار گرفته است بر مذهب سلف . و آن تاختن كه شك مىآورد منبعش اشكال اول است كه هرچه شنيده بود در راه سمع از درون جايى ديگر به گرو خود دارد . تا وقتى كه سلطان شهود غالب شود و دست
هامش
( 25 ) صبغت استM: صبغة اللّهPسبغةI- - در دوامM: دوامIP- -
( 26 ) - آن نفوسP: نفوس اينM- -
( 29 ) المنازلM: المنزلPI- -
( 30 ) - اشكالM: -IP- - و عجزM: عجزIP- -
( 33 ) - طلقM: طبقPI- - بايدIP: -M- -
( 34 ) - اخلاصىM: اخلاصPI- -
( 36 ) - اشكالM:
-PI- -
( 37 ) - كه شكM: شك كهPI- -
( 39 ) - ديگرM: -PI- - غالب شود وM: -PI- -