سطوت خود بر روى خير و شر باز نهد . و چون اصل مستحق شود در اشراق هو و گذر سايهء هماى ، اين اشكال برخيزد .
خاتمت : اوراد او را در شب بايد كه مشتمل بود بر ورد و عبادت چون نماز و ذكر و صلوات بر انبيا - عليهم السلام - و بر خلوت كه يك ساعت فى آخر الاوراد قصد كند تا دل را از خير و شر خالى كند و رد شكوى . اما البكا و اما التباكى او الحزن او التحازن . ديگر وردى بايد كه درو عرض اهم الامور بود بر حضرت . ديگر بايد كه راه عزيمت رود در كارها كه اخص منازل السائرين كه در حركات رنجور شده باشد .
نكته : اگر الزام وقت از راه حكم اشكالى بمنجنيق قدر در شرفات 5 دولت توحيد اندازد ، بايد كه فرزين نفس با پيش شاه رخ گيرد ،
« قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي »
( 34 / 50 ) تا چون جمال روح قدسى از عرش بيرون آيد داد كار و داد وقت نخواهد كه چون از
هامش
( 40 ) - بر روىM: به روىPI- - چون اصلM: اصل چونIP- - مستحقM: مستحقIP- -
( 41 ) - اينIP: -M- -
( 42 ) - اوراد او راM: اوPI- - بر ورد : بورد وIPدرM- -
( 43 ) - عليهم السلامIM: -P- -
( 44 ) - دل راM: درونP- - كندIP: بكندM- -
( 45 ) - او الحزن او التحازنM: و اما الحزن و التحازنIP- -
( 46 ) - بايدM: -PI- -
( 46 - 47 ) - كه راه . . . السائرين كهM: كه را اخص منا السالكينPI- -
( 48 ) - باشدM: -PI- -
( 49 ) - اشكالىM: اشكالIP- - قدر درM: قدمIP- -
( 50 ) - اندازدM: اندازيدIP- - فرزين نفسM: فرا نفسPI- -
( 50 - 51 ) - رخ گيردM: درج گيرادIP- -
( 52 ) - قدسىIM: قدسP- - عرشP: عرشىIM- - نخواهدM: بخواهدPI- -