خاطر هم هست . تا قدم در ميدان تأويل و تفسير ننهد به دليرى و به اختيار ، نقشى ملايم روزگار و شكوك خود بر جرايد ازل ننهد . و تا پختگى بلا درك علمهم فى الساعة تصرف نكند ، پس چون داد اين حدود بر بساط عبوديت بدادى ؟ او بكرم خود دست گيرد و ازين حدود بيرون گذارد و بحقوق رساند . روش يكبارگى بر سر نظاره گردد ، كه همه جذبه بود .
اينجا توانگرى بمتاع او بود نه بملك خود . و هذا سرّ . قادر بقدرت و عالم بعلم و حى بحيات و متكلم بكلام و مريد به ارادت . چون بر بساط يكى بود عدد نبود ، احد بود . وقت از اشكال روى بربندد . چون بازآيد اشكال از وقت روى بربندد .
« بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ »
( 55 / 20 ) نيز روى اشكال نبيند . ايمانش در ذوق بود در جريدهء همت ، نه از روى علم و تمييز در جريدهء امكان خلقى . آن واسع الاكناف افتد و اين ضيق الاكناف 3 افتد . آن بميكائيل ازليت پيمايند و اين بميكائيل خلقيت . اين محدود الحدود بود در تناهى خلقيت و آن لا محدود و لا يتناهى بود ، كه قدرت
هامش
( 43 ) - ننهدIP: ننهندM- -
( 44 ) - ( از « ملايم » به بعد در نسخههاىIPدر ميان نامههاى ديگر آمده است ) - - شكوكM: شكوكىIP- -
( 44 ) - ننهدIP: ننهندM- -
( 45 ) - بلا دركM:
بلادراكIبل ادراكP- - نكند :IPنكنندM- - حدودM: عدودIP- -
( 46 ) - بدادىIP: دادىM- -
( 47 ) روشM: + دوشPI- - بر سرM: برسدPI- -
( 48 ) - توانگرىM:
توانگرIP- - سرM: سه و .PI- -
( 50 ) - وقتPI: رقتM- -
( 50 - 51 ) چون . . . بربنددPI: -M- -
( 51 ) - نيز روى : + روىM- -
( 53 ) - نبيندMI: نه چندP- - روىIP: -M- -
( 52 ) - امكانM: اسكانIP- -
( 53 ) - آن واسعM: واسعIP- - و اين . . . افتدIP: -M- -
( 54 - 55 ) محدود الحدودM: محمد دو حدودIP- -
( 55 ) - محدود و لا يتناهى : محدود لا يتناهىMمحمد و لا يتناهى [ محمد و لا يتناهىP- -