بر اندامهاى من گاه او و گاه از غيب چيزى مىنوشتندى و او مىخواندى و مىخوردى بىترتيبى ؛ زمانى معا معا . پس بيان شد كه اين چه نقطه است كه به روزگار سالك چنان مىشود كه بر مصحف او آيد و كأس او شود .
و از جناب نبوت هم اين است كه هركه قوت او از پردهء رسالت درگذشت به پردهء نبوت رسيد ، حال بود نه قال . حديث :
« ما صب اللّه فى صدرى 1 شيئا الا و صببته فى صدر ابى بكر » . « هذا كتابى و انا موصله » اين را دان .
و اينجا بود كه ببيند و بداند كه جان مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم - حامى است . آفتابصفت بر سر ارواح انبيا - عليهم السلام - مىگردد و هر كسى را بر قدر حوصلهء او قوتى مىدهد .
و اينجا بود كه بداند كه فطام 2 موسى چون بود . خضر موسى را فطام كرد كه شراب او از نطق حرفى بود . جلال دولت كلمات هنوز نيافته بود به تمامى . و هذا سرّ .
« فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ »
( 18 / 70 ) تمهيد فطام بود ،
« سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ »
( 18 / 78 ) كليچه و حلوا بود كه اطفال را
هامش
( 11 ) - اندامهاىIP: اندامهاM- - مىنوشتندىM: مىشنيدىPتو مىشنيدىI- -
( 15 ) - از پردهM: از هر پردهPI- -
( 16 - 17 ) - حديث . . . ابى بكرIP: الا صببته فى صدر ابى بكر بودM- -
( 19 ) - صلى . . . سلمM: عليه الصلاة و السلمI، -P- -
( 20 ) - آفتابصفتM:
-PI- -
( 22 ) - فطام موسى : + و خضر عليهم السلامM- - موسى :I- -
( 23 - 24 ) هنوز نيافته بودM: نيافته بود هنوزPI- -