هروى با توجّه به متون كهن عرفانى مىنويسد : « قرا ، واژهاى است عربى ، جمع قارى ، اما در متون فارسى ، قرا به معناى قارىها نيست بلكه جمعى است در مقام مفرد ، كه به زاهد خشك و مغرور رياكار اطلاق مىشده است هرچند خواندن قرآن هم يكى از كارهاى او بوده است .
صوفيّه يا دانشمندان ديده ور خانقاهى عموما از نزديكى با قرّايان اجتناب مىكرده و مردم را از گزند خلق و خوى آنان بر حذر مىداشتهاند . احمد سمعانى [ در روح الارواح ] از آنان به صورتهاى قراء تهى مغز ( ص 88 ) ، قراء نامرد ( همانجا ) و قراء خشك مغز ( ص 539 ) ياد كرده است . زين الدين خوافى [ م : 2 شوال 838 ه ] در منهج الرشاد دربارهء آنان مىنويسد : « دور باش از صحبت قرّايان يعنى زاهد نمايان خودفروش و سرهنمايان مغشوش ، رواجدهندگان شيد و زرق ، فريبندگان اصناف خلق ، نكتهگيرندگان بر مردم و گزندگان مسلمانان به سخن چون كژدم ، در سازندگان با هر طايفه از بهر نام و ناموس ، عيبكنندهء هر قومى به مكر و سالوس » ( ص 506 ) . ر . ك : اين برگهاى پير ، ص سيزده و چهارده ؛ روح الارواح ، چهل و دو ، 869 . و مىافزاييم كه آنچه از زين خوافى نقل شده است ، در واقع گزارشى از قول يحيى بن معاذ الرّازى است كه گفته بود : « اجتنب صحبة ثلاثة اصناف من النّاس : العلماء الغافلين و القرّاء المداهنين و المتصوفة الجاهلين . » هجويرى در كشف المحجوب همين قول را نقل كرده و به گزارش آن پرداخته است : « قرّاى مداهنين آنان باشند كه چون كسى بر موافقت هواى وى باشد ، اگرچه باطل بود ، بر آن فعل وى را مدح گويند ، و چون بر مخالفت و هواى ايشان كارى كنند ، اگرچه حقّ بود ، وى را بر آن ذمّ كنند و از خلق به معاملت خود جاه بيوسند [ : طمع دارند ] و بر باطل مر خلق را مداهنت كنند » ( ص 27 ) . از يحيى بن معاذ الرّازى در ارشاد قولى ديگر نيز در ذمّ قاريان آمده است : « يحيى معاذ الرّازى قرآنخوانان را ديدمى كه همه همّت ايشان از قرآن خواندن قران بودى . چنين گفتى كه « يا عبدة القرآن » اين قرآنپرستان يعنى شمان به قرآن و به خواندن قرآن مشغول گشتهايد و از برافتاد قرآن و كار بستن به قرآن غافل گشتهايد » ضميمهء (
II
،
b
29 /
P
) . اوزجندى در مرتع الصّالحين و زاد السّالكين گويد : « قرّا سى سال عبادت كند و يك روز بنده نباشد . » ( ص 252 ) .
ص 25 /
a
18 : گفتهاند : اذا زلّ العالم زلّ بزلّته العالم . در شرح التّعرف ، 1472 به عنوان حديث