عزّ و جلّ خلاف نيست « 1 » و مولى عزّ و جلّ چنين فرموده است كه
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »
[ المؤمن / 60 ] يعنى « 2 » بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را . هرگز نبود كه بنده دعا تواند كردن و اجابت نيايد . « 3 » پس هركه مولى را - عزّ و جلّ - اجابت كند بر آنچه ورا خوانده است يعنى امرهاى وى را بگزارد و از نهىها پرهيز كند ، مولى عزّ و جلّ ورا « 4 » اجابت كند . « 5 »
و ببايد دانستن كه درجهء دعا از درجهء سؤال برتر است ، چه آمده است به خبر رسول [
a
139 ] - عليه السّلام - : « 6 » « من شغله ذكرى عن مسألتى أعطيته أفضل ما أعطى السّائلون » . يعنى « 7 » هركه را مشغول كند ذكر « 8 » من از خواستن حاجتها از من ، من وى را به از آن دهم كه همه خواهندگان را . و « دعا » آن بود كه از خداوند جلّ و علاهم « 9 » وى را خواهى و « سؤال » آن بود كه چيزى خواهى .
خواجه حكيم « 10 » گفته است « 11 » خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد كه اى بندهء من مرا به من شناختى « 12 » و از من به من رهى ، پس از من « 13 » چه خواهى ؟
هم خواجه حكيم گفته است - رحمة اللّه عليه - دعا آنگاه درست آيد « 14 » كه دل از اسباب گسسته گردد « 15 » كه « 16 » « دعا » گسستن اسباب است و « سؤال » خواستن اسباب .
و نيز خواجه محمّد « 17 » على ترمذى گفته است - رحمة اللّه عليه - : « الدّعاء عدو القلب الى اللّه تعالى » . دعا دويدن دل است به خداى عزّ و جلّ . و تا دل غم « 18 » اسباب از روى حقيقت نبيند ، روى از اسباب دنيايى « 19 » نتواند گردانيدن كه « 20 » اسباب پردهء غيب است ، تا از اسباب نبيند ، روى از اسباب دنيايى « 19 » نتواند گردانيدن كه « 20 » اسباب پردهء غيب است ، تا از اسباب درنگذرد به خالق اسباب نرسد .
هامش
( 1 ) . نشود .
( 2 ) . نشود .
( 3 ) . + و جاى ديگر فرموده قوله تعالى :أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي[ البقرة / 186 ] و خواجه حكيم - رحمة اللّه تعالى - در تأويل اين آيت چنين گفته است : من اجاب اللّه الى ما دعاه يجيبه اذا ما دعاه . پارسى اين بود كه .
( 4 ) . مر او را .
( 5 ) . + چون بخواند مولى تعالى را .
( 6 ) . « رسول عليه السّلام » ندارد ، به خبر + چنين فرمود مولى تعالى .
( 7 ) . پارسى خبر اين بود .
( 8 ) . ياد .
( 9 ) . همه .
( 10 ) . + رحمه اللّه تعالى چنين .
( 11 ) . + چنانستى كه .
( 12 ) . بندهء من مرا نمىشناسى .
( 13 ) .T: « از من از من » ؛P: از من جز من .
( 14 ) . شود .
( 15 ) . شود .
( 16 ) . چه .
( 17 ) . + بن .
( 18 ) . عجز .
( 19 ) . ندارد .
( 20 ) . چه .