تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
ايمان همچو جان است و هيچ‌كس نبود كه نيمهء جان با وى بود و نيمه نى ، كه هركه زنده بود همگى جان با وى بود و هركه مرده بود همگى جان « 1 » رفته بود . و همچنين هركه مؤمن بود همگى ايمان با وى بود و هركه [
a
130 ] كافر بود . با وى از ايمان هيچ نبود و ليكن احوال مؤمنان در ايمان متفاوت است . « 2 » مثال آن « 3 » چنان بود كه يكى زنده بود و تندرست و قوىّ و يكى زنده بود و بيمار و ضعيف « 4 » و هرچند مردم تندرست‌تر و قوىتر امّيد بر زيستن بيشتر و هرچند مردم بيمارتر و ضعيف‌تر امّيد به زيستن او كمتر ، و بيمار هرچند ضعيف « 5 » بود چون دم مىزند ، زنده بود و تمام زندگانى با وى بود . همچنين چون كسى كه « 6 » گفت : « لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه » « 7 » و به شرائط « 8 » مقرّ آمد و به دل تصديق كرد ، از جملهء مؤمنان باشد ، « 9 » هر « 10 » چند شرائط ايمان به جاى نتواند آوردن كه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - مر جبرئيل را - عليه السّلام - آن‌گاه كه بيامد به « 11 » صورت جوانى و سؤال كرد كه يا محمّد خبر ده مرا از مسلمانى كه مسلمانى چيست ؟ جواب داد كه « ان تشهد ان لا إله الّا اللّه ، و انّ محمّدا رسول اللّه ، و تقيم الصّلاة ، و تؤتي الزّكاة ، و تصوم رمضان ، و تحجّ البيت ان استطعت « 12 » [ اليه ] سبيلا » . و باز فرمود : « اخبرنى عن الإيمان . قال : ان تؤمن باللّه و ملائكته و كتبه و رسله و اليوم الآخر و القدر خيره و شرّه [
b
130 ] من اللّه تعالى » . پس درست شد كه هركه كلمهء شهادت به زبان گفت و به شرائط ايمان مقرّ آمد و به دل تصديق كرد ، وى هم مؤمن بود و هم مسلمان كه فرق است « 13 » ميان ايمان و اسلام و ليكن نام اسلام به « 14 » ظاهر افتد يعنى بر اقرار زبان و نام ايمان بر باطن افتد يعنى بر تصديق دل و اقرار به زبان بىتصديق دل اسلام نبود و تصديق دل بىاقرار زبان ايمان نبود . و تأويل آنكه مولى عزّ و جلّ در قرآن چنين فرموده است :
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا »
[ الحجرات / 14 ] . و خواجه ابو بكر ورّاق بيان كرده است كه مولى عزّ و جلّ خبر داد كه عربان مىگويند ما گرويده‌ايم به تو كه محمّدى - صلّى اللّه عليه و سلّم - بگو ايشان را كه
هامش
( 1 ) . + از وى . ( 2 ) . بر تفاوت بود . ( 3 ) . مثالش . ( 4 ) . + و تندرست بود از تندرست قوىتر بود و بيمار بود از بيمار ضعيف‌تر . ( 5 ) . + تر . ( 6 ) . به صدق دل . ( 7 ) . + به زبان . ( 8 ) . + ايمان . ( 9 ) . بود . ( 10 ) . اگر . ( 11 ) . بر . ( 12 ) . من استطاع اليه . ( 13 ) . نيست . ( 14 ) . بر .
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 199 | عبد الله بن محمد القلانسي النسفي / عارف نوشاهى