تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
فرموده است : « 1 »
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ »
[ الحجّ / 11 ] . مولى عزّ و جلّ « 2 » خبر داد كه بعضى از مردمان مرا « 3 » مىپرستند به شكّ ، اگر چنان داريمشان كه آرزوى ايشان است ، ما را پرستند و اگر رنجى پيش آريمشان ، روى از ما بگردانند ، زيان‌كار گشتند بدين « 4 » جهان و بدان « 5 » جهان . و اين آيت در اصل در حقّ آن كسانى آمده است كه [ چون « 6 » ] رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - را نصرت [
a
54 ] ديدندى و غنيمت گرفتندى ، گفتى « 7 » اين دين دين حقّ است و چون رنجى رسيدى و هزيمت كردندى ، « 8 » گفتندى كه اين « 9 » دين باطل است و از دين برگشتندى . پس بنده را جهد بايد كردن تا خداوند « 10 » تعالى را كه « 11 » پرستد از بهر خشنودى وى پرستد ، نه از بهر تن ، تا پديد آيد كه نيّت وى درست است . و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 12 » گفته است كه چون از بنده به وقت محنت ناراستى پديد آيد ، معلوم شود « 13 » كه وى « 14 » هميشه ناراست بوده است و ليكن ناراستى وى در زير پردهء نعمت ناپيدا بوده است . و هم خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 15 » گفته است كه جان آدمى راستى ويست به وقت نعمت و محنت . و راستى را بيان كرديم كه به وقت نعمت به جبّارى آلوده نشود و به وقت محنت به ناسپاسى . « 16 » و نماز و روزه و صدقهء زيادتى پيرايهء آدمى است « 17 » ، مر مرده را نيارايد . معنى اين سخن « 18 » آن است كه چون بنده را به وقت نعمت و محنت راستى نبود « 19 » ، طاعتهاى وى قيمت ندارد . « 20 »
هامش
( 1 ) . قوله تعالى . ( 2 ) . تعالى . ( 3 ) . ما را . ( 4 ) . درين . ( 5 ) . در آن . ( 6 ) . [ ] ازPافزوده شد . ( 7 ) . نصرتى ديدندى ، به رغبت گفتندى كه . ( 8 ) . هزيمتى . « كردندى » ندارد . ( 9 ) . دين . ( 10 ) . خداى . ( 11 ) . « كه » ندارد . ( 12 ) . تعالى + چنين . ( 13 ) . شد . ( 14 ) . + خواجه . ( 15 ) . « رحمة اللّه عليه » ندارد . ( 16 ) . آلوده نگردد . ( 17 ) . + و پيرايه . ( 18 ) . « سخن » ندارد . ( 19 ) . ناراستى بود . ( 20 ) . + و اللّه اعلم .