تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
و اوقات * بشوليده نه و * با اهل خود شفيق بود و نفقهء حلال سازدش و از براى وى رعايت ظلمه و سلاطين نكند تا اكر فرزندى باشد به شرط باشد كى اندر حكايات معروفست كى احمد حرب نيسابورى رض روزى با جمعى از رؤسا و سادات نشابور كه بسلام وى آمده بودند نشسته بود كه آن پسر شراب‌خوارش اندر آمد مست و رودنواز و * بديشان بر كذشت و از كس نينديشيد آن جمله متغيّر شدند احمد آن تغيّر اندر ايشان بديد كفت شما را چه بود كه تغيّرى پديدار آمد كفتند ببر كذشتن اين پسر برين حال بر شما ما * متغيّر شديم و * تشوير خورديم و وى از تو نينديشيد احمد كفت وى معذورست از آنچ شبى از خانهء همسايه چيزى آوردند خوردنى و من و عيال از ان بخورديم آن شب ما را صحبت افتاد و اين فرزند از ان بوده است و خواب بر ما افتاد و ورد ما بشد چون بامداد بود تتبّع كار خود بكرديم و بدان همسايه بازكشتيم تا آنچ فرستاده بود از كجاست كفت مرا از عروسى آورده بودند چون نكاه كرديم از خانهء سلطانى بود و شرط آداب مجرّد آنست كى چشم را از ناشايست بازدارى و ناديدنى نبينى و ناانديشيدنى نينديشى و آتش شهوت را به كرسنكى بنشانى و دل از مشغولى باحداث نكاه دارى و مر هواى نفس را علم نكوئى و مر بوالعجبى شيطان را تاويل نسازى تا به نزديك طريقت مقبول باشى اينست