آنجا سرگرم ديدار خدا بوديم .
ص 412 ، س 1 : ربك يخلق . . .
پروردگار تو آنچه را بخواهد ، مىآفريند و برمىگزيند .
ص 412 ، س 7 :
اللَّهُ الَّذِي . . .
خدا آن است كه شما را آفريد و سپس روزى داد .
ص 412 ، س 28 : جناية العبد . . .
جنايت بنده بر مولاى اوست .
ص 413 ، س 2 : لا صلاة للعبد . . .
نماز بندهء گريز پا پذيرفته نيست تا به نزد خواجهء خود بازگردد .
ص 415 ، س 13 :
خُلِقَ الْإِنْسانُ . . .
انسان ناتوان آفريده شده است . . .
ص 415 ، س 19 ،
وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ . . .
و خدا بىنياز است و شما نيازمندان و درويشانايد .
ص 419 ، س 1 : وَ إِذا مَرِضْتُ . . .
چون بيمار شوم ، خدا مرا بهبود مىبخشد .
ص 420 ، س 18 : يا رسول الله ان . . .
اى پيامبر خدا ، همانا ابو بكر و عمر در يك مسئله اختلاف پيدا كردهاند . ابو بكر گفته است قدر خوب و بد آن از خداست ؛ و عمر گفته است خوبى از خداست و بدى از ما . پس مردم به اختلاف افتاده برخى با ابو بكر موافق شدهاند و برخى با عمر رضى الله عنهما . گفتيم درنگ كنيم تا به نزد رسول خدا صلى الله عليه و سلم آييم و از او بپرسيم تا ميان ما حكم كنى .
پيامبر عليه السلام گفت : اما من ميان شما داورى نكنم مگر به داورى اسرافيل ميان جبريل و ميكاييل . گفتيم اى پيامبر خدا ، آيا فرشتگان نيز در اين زمينه اختلاف كردهاند ؟ گفت : آرى جبريل مانند تو اى ابو بكر سخن گفت و ميكاييل مانند تو اى عمر .
پس آن دو گفتند : چون ما اختلاف كنيم ، اهل آسمان اختلاف كنند و چون چنين شود ، مردم زمين گرفتار اختلاف مىگردند . پس درنگ كنيم تا نزد اسرافيل برويم . -