و همچنان ميان كار نيك پذيرفته و كار بد بخشيده باشد و همى سجده كند . پس اهل قيامت گويند : اين بنده چه مايه بر پروردگارش گرامى است و او غرق در نيكوييها است .
ص 394 ، س 15 :
مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ . . .
برخى از مردم سالى يك بار به خدا نگرند ، برخى ماهى يك بار ، و برخى هر آدينه يك بار ، برخى هر روز يك بار ، و برخى بام و شام به خدا نگرند .
خدا روزى دهاد ما را به فضل خود در آخرت ديدار خود را ، چنان كه به كرم خود در دنيا معرفت خود را به ما ارزانى داشته است .
ص 395 ، س 1 :
وَ اعْبُدْ . . .
پروردگارت را بپرست .
ص 395 ، س 2 :
وَ اعْبُدُوا . . .
پروردگارتان را بپرستيد .
ص 395 ، س 20 :
آنَسَ مِنْ . . .
از سوى طور آتشى ديد .
ص 397 ، س 15 : لو كشف الغطا . . .
اگر پرده برداشته شود ، يقين من افزون نشود .
ص 397 ، س 17 : لم تره الابصار . . .
ديدگان با مشاهدهء عينى او را نبينند بلكه دلها به حقايق ايقان ، او را بنگرند .
ص 397 ، س 20 : لا تصف المرأة . . .
زن نبايد در پيش شوى خود زنى ديگر را وصف كند كه اگر چنين كند ، بدانسان باشد كه به او مىنگرد . و مرد نبايد مردى را در نزد زنش وصف كند كه اگر كند ، بدانسان باشد كه به او مىنگرد .
ص 402 ، س 1 : من زعم . . .
كسى كه گمان برد كه هركسى ( احدى ) پروردگار خود را ديده ، دروغى بزرگ بر خدا بسته است .
ص 402 ، س 4 : أَرِنِي أَنْظُرْ . . .
خود را به من بنماى كه ترا ببينم . . . هرگز مرا نخواهى ديد ولى -