ص 381 ، س 8 : تمنوا على . . .
آرزو كنيد از بزرگوار دارندهء همه چيز .
ص 383 ، س 28 :
وَ لا يَدْخُلُونَ . . .
به بهشت درنيايند تا شتر از سوراخ سوزن بگذرد .
ص 384 ، س 10 : فلما تجلى . . .
چون خدا براى كوه تجلى كرد ، آن را پاره پاره ساخت . پس با جعل پاره پاره شدند نه با تجلى .
ص 385 ، س 3 : السؤال و ان . . .
سؤال ، و اگرچه بهاى نوال اندك باشد و اگرچه بزرگ باشد .
ص 385 ، س 6 :
قالَ رَبِّ . . .
پروردگار من ، مرا بنماى كه ترا ببينم .
ص 385 ، س 7 : قال اراى . . .
آيا پروردگار مرا كسى پيش از من ديده است ؟
ص 385 ، س 8 : لَنْ تَرانِي
هرگز مرا نخواهى ديد . . .
ص 385 ، س 9 : الآن طاب . . .
اكنون دلم آرام گرفت .
ص 385 ، س 15 : لواء الحمد . . .
پرچم سپاس به دست من است و اين از راه باليدن به خود نيست . . .
هرگز مرا نخواهى ديد .
ص 385 ، س 28 : و لن يتمنوه . . .
هرگز [ كليميان ] مرگ را آرزو نخواهند كرد و اين به علت كارهايى است كه پيشتر انجام دادهاند .
ص 386 ، س 1 : و نادوا يا . . .
دوزخيان فرياد برآورند : اى دوزخبان ، پروردگارت را بگو كه ما را بميراند .
ص 386 ، س 14 : لَنْ نُؤْمِنَ . . .
هرگز ايمان نخواهيم آورد تا خدا را آشكارا ببينيم .