ص 378 ، س 13 : عبدى اشتغلت . . .
بندهء من ، سرگرم حور و كاخها شدى و ديدار ما را از ياد بردى .
مرا ديدار كن كه مشتاق تو و ديدار تو هستم .
ص 378 ، س 26 : اذا رايت . . .
ر . ك : ص 337 ، س 29 .
ص 379 ، س 5 : ها انا ربكم . . .
اينك من پروردگار شمايم ، درود بر شما ، خوش آمديد ، بدان درآييد جاودانگان .
ص 379 ، س 8 : إِنَّ الَّذِينَ قالُوا . . .
كسانى كه گفتند پروردگار ما خدا است و سپس ايستادگى كردند . . .
فرستادهاى از آمرزندهء بخشندهاى .
ص 379 ، س 13 : وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ . . .
خدا ايشان را شرابى طهور نوشاند .
ص 379 ، س 16 : سَلامٌ قَوْلًا . . .
درودى به گفتار از پروردگارى آمرزنده .
ص 379 ، س 22 : بينا اهل الجنة . . .
در آن ميان كه بهشتيان در بهشتند ، پروردگار بر ايشان طالع شود پس 800 هزار سال ميان جلال و جمال او بىهوش باشند . چون به جمال بنگرند ، خوش باشند و چون به حلال بنگرند ، ذوب شوند .
ص 379 ، س 29 : الحق غالب . . .
حق بر همه چيز پيروز است .
ص 380 ، س 1 : المشاهدة ليست . . .
مشاهده به لذتجويى نيست زيرا خدا از آن لذت نبرد بلكه مشاهده به فناء و غلبه است .
ص 380 ، س 15 :
اخْرُجْ . . .
برايشان بيرون آى .
ص 380 ، س 20 : قلن حاش . . .
گفتند : پاكا خدا ، اين بشر نيست ، اين فرشتهاى بزرگوار است .