ص 1174 ، س 5 : و ذكر فان . . .
يادآورى كن كه يادآورى براى مؤمنان سودمند است .
ص 1174 ، س 17 :
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا . . .
گنهكاران به مؤمنان مىخندند ، و چون بر ايشان گذر كنند چشمك زنند . ( مسخره كنند . )
ص 1175 ، س 19 : يا معاذ ان . . .
اى معاذ ، اگر پديدهاى رخ داد چه مىكنى ؟ گفت : حكم آن از كتاب خدا جويم . گفت : اگر نداشت چه كنى ؟ گفت : در سنت رسول جويم .
گفت : اگر نيافتى ؟ گفت : با راى خود اجتهاد كنم !
رسول خدا دست بر سينه زده گفت : سپاس خدا را كه رسول رسول را نيز موفق داشته است .
[ درست : قال ففى سنة . . . ]
ص 1176 ، س 8 : كُونُوا قَوَّامِينَ . . .
داد را استوار داريد ، خدا را گواه باشيد هرچند بر ضد خودتان يا پدران و خويشاوندانتان .
[ درست : شهداء لله . . . ]
ص 1176 ، س 10 : من مقت . . .
هركس بر خود سخت گيرد براى خدا . خدا در قيامت او را از عذاب در امان دارد .
ص 1176 ، س 11 : اصل كل طاعة . . .
ريشهء هر عبادت نفسشكنى است ؛ و ريشهء هر گناه نفسگرايى است .
ص 1176 ، س 14 : أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا . . .
مگر نرفتهاند و سرزمينها را نديدهاند كه در آغاز چگونه بود ، و پايان كار پيشينيان چه شده است ؟
ص 1177 ، س 27 : اغرب مع . . .
به غربت رو نزد جز خويشان ، تا اخلاق تو نيكو گردد
ص 1178 ، س 4 : حبب الى من . . .
از دنياى شما سه چيز را محبوب من ساختهاند : بوى و زن ، اما روشنى چشم من به نماز است .