ص 80 ، س 7 : و قيل للنبى . . .
به پيامبر گفتند : آيا بنده پايگاه خود را نزد خدا داند ؟ گفت : آرى ، داند . بنگر تا پايگاه خدا نزد تو چيست .
ص 80 ، س 28 : من غمض عن . . .
هركه يك چشم برهم زدن از خدا ناآگاه گردد ، هرگز به دو راه نيابد .
ص 81 ، س 5 : وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ . . .
اگر خدا به تو آسيبى رساند ، زدايندهاى براى آن به جز وى نيست :
و اگر براى تو خوبى خواهد ، بزرگوارى او را برگردانندهاى نيست .
ص 81 ، س 7 : انى ذاهب الى . . .
ر . ك : ص 74 ، س 20 .
ص 81 ، س 10 : اما اليك فلا .
اما به تو ، نه .
ص 83 ، س 26 : انى اظل عند . . .
من شب را نزد پروردگار خود به سر مىبرم و او مرا خوراك و آب مىدهد .
ص 85 ، س 13 : تختار ان تكون . . .
مىخواهى پيامبرى بنده باشى يا پيامبرى پادشاه ؟ گفت : پيامبرى بنده كه يك روز گرسنه باشم يك روز سير . چون گرسنه باشم شكيبايى كنم ، و چون سير باشم سپاس بگزارم .
ص 86 ، س 13 : قاب قوسين . . .
بهاندازهء دو كمان يا نزديكتر .
ص 87 ، س 16 : فى مقعد صدق . . .
در جاى باشى راستين در نزد خدايى توانا .
ص 88 ، س 3 : اخرجوهم من . . .
بيرون كنيد ايشان را از شهر خويش كه ايشان مردمانىاند كه پاكى مىجويند .
ص 88 ، س 5 : يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ . . .
اى ابراهيم اگر از كار خود بازنايستى ، ترا سنگسار كنم و از خويش برانم .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1837
مساهمون: محمد روشن
ص١٨٣٧