ص 1051 ، س 8 : ليس قبله . . .
يگانهاى كه نه پيش از او نيستى بود و نه پس از آن دوگانگى باشد .
ص 1051 ، س 11 : وحدانية الحق . . .
يگانگى خدا را نه آغازى هست و نه انجامى نه ابتدايى و نه انتهايى . اول او ازلى و آخر او ابدى است .
ص 1052 ، س 17 : بلا بت .
يعنى بلاانقطاع .
ص 1053 ، س 23 : حال غيرك . . .
حال ديگرى ترا سودى ندارد .
ص 1055 ، س 27 :
وَ لا تَدْعُ مِنْ . . .
از جز خدا كه ترا سود و زيانى ندارد چيزى مخواه .
ص 1056 ، س 4 : قُلْ لا أَمْلِكُ . . .
بگو : پيش خود سود و زيانى براى خود ندارم ، مگر خدا خواهد .
ص 1056 ، س 18 : لا بل اكون . . .
نه ! بلكه بندهاى نبى باشم بهتر است .
ص 1058 ، س 29 : اعْبُدُوا اللَّهَ . . .
خدا را بپرستيد و شريك نياوريد !
ص 1059 ، س 7 : قيل المؤمن . . .
گويند : سينهء مؤمن به نور اسلام گشاده است ، دل او به سوى خدا گرايد ، سر او خدا را شاهد است ، دلى پاك دارد ، از نزديكى او سوزان و از دورى او نالان است .
ص 1059 ، س 10 : مشروح الصدر . . .
گشادهدل بودن به نور اسلام ، نقل قول خدا است كه :
ص 1059 ، س 11 :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ . . .
آيا كسى كه سينهء خود براى اسلام بگشايد ، او در پرتو پروردگارش خواهد بود .
ص 1059 ، س 12 : اذا دخل النور . . .
چون نور به دل درآيد ، باز و گشاده شود . گفته شد : نشان اين چه -