تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2014

مساهمون:

ص٢٠١٤
ص 1051 ، س 8 : ليس قبله . . . يگانه‌اى كه نه پيش از او نيستى بود و نه پس از آن دوگانگى باشد . ص 1051 ، س 11 : وحدانية الحق . . . يگانگى خدا را نه آغازى هست و نه انجامى نه ابتدايى و نه انتهايى . اول او ازلى و آخر او ابدى است . ص 1052 ، س 17 : بلا بت . يعنى بلاانقطاع . ص 1053 ، س 23 : حال غيرك . . . حال ديگرى ترا سودى ندارد . ص 1055 ، س 27 :
وَ لا تَدْعُ مِنْ . . .
از جز خدا كه ترا سود و زيانى ندارد چيزى مخواه . ص 1056 ، س 4 : قُلْ لا أَمْلِكُ . . . بگو : پيش خود سود و زيانى براى خود ندارم ، مگر خدا خواهد . ص 1056 ، س 18 : لا بل اكون . . . نه ! بلكه بنده‌اى نبى باشم بهتر است . ص 1058 ، س 29 : اعْبُدُوا اللَّهَ . . . خدا را بپرستيد و شريك نياوريد ! ص 1059 ، س 7 : قيل المؤمن . . . گويند : سينهء مؤمن به نور اسلام گشاده است ، دل او به سوى خدا گرايد ، سر او خدا را شاهد است ، دلى پاك دارد ، از نزديكى او سوزان و از دورى او نالان است . ص 1059 ، س 10 : مشروح الصدر . . . گشاده‌دل بودن به نور اسلام ، نقل قول خدا است كه : ص 1059 ، س 11 :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ . . .
آيا كسى كه سينهء خود براى اسلام بگشايد ، او در پرتو پروردگارش خواهد بود . ص 1059 ، س 12 : اذا دخل النور . . . چون نور به دل درآيد ، باز و گشاده شود . گفته شد : نشان اين چه -
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2014 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى