ص 865 ، س 28 :
يُحِبُّهُمْ . . .
خدا ايشان را دوست دارد و ايشان خدا را دوست دارند .
ص 866 ، س 13 : لان المحبة . . .
محبت و منع با يكديگر جمع نمىشوند .
ص 866 ، س 21 : قليل منك . . .
اندكى از تو ، مرا بس است . ولى اندك ترا اندك نگويند .
ص 867 ، س 11 : تتركنى يا . . .
اى جبريل ، مرا رها مىكنى و تأخير مىكنى ؟ ترا به كسى وامىگذارم كه از من براى تو بهتر است .
ص 867 ، س 12 :
وَ ما مِنَّا . . .
نيست از ما هيچكس مگر ما را پايگاهى دانسته است .
ص 867 ، س 14 : من كان مع . . .
كسى كه داراى پايگاه است ، چگونه پنهان مىگردد از آنكه با پروردگار است ؟ پس افتخار جبريل به مقام بود و افتخار مقام به مصطفى .
ص 867 ، س 16 : لواء الحمد . . .
درفش حمد در دست من است و افتخار نمىكنم ، يعنى به درفش نمىنازم بلكه درفش به من مىنازد .
ص 868 ، س 15 : فلا يبقى لهم . . .
براى ايشان هيچ گناه خرد و بزرگ نمىماند .
ص 868 ، س 20 : فصارت طاعة . . .
پس طاعت آدميان مطلق شد و طاعت فرشتگان مقيد . خادم مقيد مانند خادم مطلق نيست .
ص 868 ، س 23 : فى هذا القدر . . .
همين اندازه بس است و دراز گويى را پايانى نيست .
ص 869 ، س 9 : الفضل لمن . . .
برترى براى آن كسى است كه خدايش برترى داده است .
ص 869 ، س 23 : إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ . . .
كسانى كه بىايمان مىشوند نسبت به خداوند و فرستادگانش و -