و مرگ هم مرگ ارادى و اختيارى است در سلوك و چون حضرت خاتم ( ص ) طى راه برازخ و نفوس را در اين دنيا كردهء و به قيامت خود رسيده بود فرمود : انا و السّاعة كهاتين و دو انگشت مبارك را بهم ضم فرموده كه اشاره هاتين را مشار اليه بوده .
قوله ق النّاس على متن الصّراط واقعون و هم لا يشعرون يعنى مردم در پشت صراط واقعند و ايشان نمىدانند و شاعر نبوده و نمىفهمند زيرا كه صراط جسريست ممدود در بالاى دوزخ به طرف جنّت و وجود انسان هم چون برزخ است در ميان لطف و قهر ، و نفس و روح و عقل ، صراطى است كه بر سر دوزخ نفس واقع شده كه معبر است و اگر از نفس نگذرد در دنيا و عقبى اهل نار است و اگر به بهشت دل و روح رسيد اهل بهشت است و در اين دنيا بايد اين راه را طى كند و برود .
فانّ الدّنيا آخرة الصّوفيّة زيرا كه دنيا آخرت درويشان باصفاى راه است يعنى حساب و كتاب و ميزان سالك همه در دنيا بهواسطه موت نفسانى اختيارى طى مىشود .
و الآخرة صراط و ميزان و جنّة و نار و آخرت صراط و ميزان و بهشت و دوزخ است كه اينها همه نقد سالك است .
و صراط الصّوفيّة فى الدّنيا طريقهم و پل صراط درويشان در دنيا راه سلوك ايشان است
راه درويشان صراط حق بدان * كز طريقت نامدار است و نشان
و اينكه فرمودهاند صراط مستقيم ولايت است باز به همين راجع است چنانچه سابقا هم اشاره شد .
و هو احدّ من السّيف و آن برندهتر از شمشير است براى قطع علايق ما سواى حق .
و ميزانهم قلوبهم و هو ارجح الموازين يعنى دلهاى ايشان ميزان سنجيدن اعمال نيك و بد خود و ديگران است كه فرمودهاند
بود ميزان حق نور ولايت * به هر دل تافت ميزان گشت آن دل
و جنّتهم اقبال قلوبهم و جنّت ايشان اقبال قلوب آنهاست يعنى بسوى حق و روى نمودن عوالم دل ، كه جنّت آنهاست در اطوار سلوك و اين اقبال قلوب در وقتى است كه نمايشات ظهور حق ، و نور اللّه در آن دل تجلّا كند چنانچه جناب لسان الغيب شيرازى قس فرموده :
من كه امروزم بهشت نقد حاصل مىشود * وعده فرداى زاهد را چسان باور كنم