است بر انتشار انوار تجليات وجودى و صدور آثار نفحات ربانيهء حق در حقائق اعيان شهوديّه ، و نقطههاى چهارگانه آن اشاره بر اين است كه صدور اعيان ثابته و مجرّدات جبروتيّه و روحانيّات ملكوتيّه و جسمانيات عالم شهادت و محسوسات از حضرت هويّت غيبى حق ، عرضى است نه طولى و همه در پذيرش فيوضات وجودى از حضرت هستى مطلق ، برابر و يكسان مىباشند ، و به همين موضوع خداوند در قرآن كريم اشاره مىفرمايد :
« هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
« 1 » پس نسبت و رابطه كلمات وجوديّه ، به خالق و آفريدگار هستى ، مانند نسبت كلمات خطّى به نويسنده است .
پس هنگامى كه افراد مراتب موجودات در حال استفاضه فيض تكوينى از آفريدگار و پديدآرندهء خود ملاحظه شود ، همه آنها در دورى و نزديكى و پيشى و پسى برابر خواهد بود ، ولى اگر نسبت موجودات از لحاظ ظهور آن در زمانهاى مختلف در نظر گرفته شود برخى از آنها از برخى ديگر جلوتر و قديمتر است و در عين حال نزد محقّق عارف ، گوناگونى و اختلاف ظهورات الهيّه موجب اختلاف و تنوع استفاضه انوار وجود هستى ، از نفحات انفاس رحمانى نمىباشد .
اينهمه عكس مى و نقش مخالف كه نمود * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد
و كسانى كه داراى شهود اين حقيقتند با بال سرّ خود گردش كنند در بهشتى كه عرض و پهناى آن همه آسمان و زمين را فراگرفته و براى پرهيزكاران آماده شده است كسانى كه اگر افعالى را ببينند كه نسبت آنها بر غير فاعل حقيقى باشد آن را براى خود زيان و آفت شمارند .
و نقطههاى چهارگانه اين حركت نيز اشاره بر اقلام چهارگانه طبيعى و نونهاى عنصرى است و اقلام چهارگانه طبيعيه عبارت از آنهائى هستند كه كلمات هستى را دائما بر صفحهها و اوراق وجود قابليّات مىنگارند و آنها فرشتگانى هستند كه مسخّر توانائى حق باشند براى اينكه وسايل قوام عالم ارضى و سفلى را تهيه كنند و بار سنگين تدبيرات عوالم كونيّه در دوش آنان گذارده شده است تا انتظامات مراتب حسّى را درست كنند . « 2 »
هامش
( 2 ) مراد از فرشتگان چهارگانه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل است كه بموجب آيهء« فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً »زمام تدبير امور عالم هستى در دست آنهاست .
( 1 ) آيهء 84 سورهء 43 - يعنى اوست خدائى كه در اسمان معبود است و در زمين معبود اهل زمين است