بضرورت حكمين كردند على همان على بود كه ببدر و حنين « 1 » و احد و خندق بود امّا رسول در ميانه نبود و اينها كه با او مىكوشيدند اهل لا إله إلّا اللّه بودند و اگرچه حق با على بود و ايشان باغى بودند » .
امّا جواب اين كلمات كه « ظفرهاى اسلام » بمعجز رسول بود نه به مردى على تنها » پس آيت :
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
« 2 » را اثرى نباشد و اين آيت كه بارى تعالى گفت :
الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
« 3 » و مانند اين آيات ، و آيت :
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
« 4 » بىفايده باشد ، و آيت :
يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ
« 5 » بىفايده باشد تا درست شود كه مجاهدان را و مؤمنان را بقبول مشقّت منازل و مراتب است ، و معجز رسول را خود « 6 » انكار نشايد كرد امّا بمردانگى و مبارزت و شجاعت پسر بو طالب بود كه او در دين و اسلام در مصاف اعدا هزبر « 7 » غالب بود امّا چون حرب صفّين شاهد آورده است كه در آنجا بمصلحت وقت امام ساكتى « 8 » مىكرد اوّل حرب جمل بود فراموش نبايست كرد كه بىحضور مصطفى صلّى اللّه عليه و آله آن شير مردانه و امام يگانه و شجاع فرزانه در آن ميانه بدين « 9 » بهانه تيغ از نيام جدا كرد و سرها از شخصها و دستها از تنها چگونه تنها كرد از شريف و وضيع « 10 » از كشته پشته كرد و آن مردان را كه مصنّف آورده است كه به مردى برابر بودند با على هريكى در آن روز بدست كمينه كس كشته شدند تا امير المؤمنين كشندهء زبير را مىگويد : قاتل ابن صفيّة فى النّار ؛ از قول محمّد مختار ، از بهر آنكه او نيز خارجى بود و دشمن على بود
هامش
( 1 ) - ح د : « و حنين » را ندارند .
( 2 ) - از آيهء 25 سورهء مباركهء احزاب .
( 3 ) - آيهء 20 سورهء مباركهء توبه .
( 4 ) - آيهء 4 سورهء مباركهء صف .
( 5 ) - از آيهء 54 سورهء مباركهء مائده .
( 6 ) - ع ث : « چون » ب : « چگونه »
( 7 ) - « هزبر » بكسر هاء و فتح زاى معجمه و سكون باء و براء در آخر كلمهء عربى است بمعنى شير درنده .
( 8 ) - ح م د : « ساكنى » ث ب : « شادى » .
( 9 ) - ع : « بدان » .
( 10 ) - م ب : « وضيع و شريف » ح د ندارند .