و بنهروان بتيغ على كشته آمد ، و شاعر فارسيان « 1 » درين وقت « 2 » بيتكى خوش مىگويد شعر :
چند برخوانى ز شهنامه حديث روستم * در جمل بدمرد كاو چون روستم جمّال داشت
جمله مقهور آمدند از ذو الفقار ميردين « 3 » * ز انكه بارنده بر ايشان ذو الفقار آجال داشت
تا بداند كه بىمصطفى هم مردى نموده است ، و هم لشكر شكسته ، و هم دشمن بكشته ، و حرب صفّين را قياس بايست كردن با حرب حنين كه بارى تعالى گفت :
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً
تا به آخر آيه « 4 » و رسول از آن غزاة نامظفّر بازگشت و نقصان نبوّت و رسالت نبود اينجا نيز اگر على را بصفّين روزى ظفر نبود نقصان شجاعت و امامت او نباشد .
و آنچه گفته است از غايت عداوت علىّ مرتضى كه : « ايشان اهل لا إله الّا اللّه
بودند » قياس بايد كرد به آنكه « 5 » جهودان و ترسايان اهل لا آله الّا اللّهاند امّا چون دشمنان رسولاند آن گفت « 6 » را منزلتى نباشد ، اين « 7 » جماعت اگرچه معترفاند بقول شهادتين چون دشمنان علىاند به دنيا باغىاند و بقيامت هالك ؛ از بهر آن را كه اجماع امّت حاصل است بر امامت على بعد از عثمان ، و حاصل نيست بر امامت معاويه ، و دو امام در يك وقت روا نباشد و چون على محقّ باشد چنان كه گفته است معاويه مبطل باشد و مبطل هالك . و اگر بگويد كه : با انكار امامت و اظهار خصومت على اهل صفّين مسلمان باشند « 8 » رافضيان را بر آن قياس بايد كرد على زعمه و كافر و مبطل ندانستن
هامش
( 1 ) - ح د : « پارسيان » .
( 2 ) - ث م ب : « در آن وقت » ح د اصلا آن را ندارند .
( 3 ) - ح د :
« ميرمن » ( ع هم بىشباهت به آن نيست ) .
( 4 ) - از آيهء 25 سورهء مباركهء توبه .
( 5 ) - ع :
« با آنكه » م ب : « باينكه » .
( 6 ) - يعنى گفته و گفتار مانند قول فردوسى : « درست اين سخن گفت پيغمبرست » .
( 7 ) - ح د : « آن » .
( 8 ) - ع : « مسلما [ بدون تتمهاى ] باشند » ث :
« مسلمان باشد » ح : « مسلمانانند » .