و آن كس كه از لغت و تفسير اندك مايه بهره دارد اين حوالت چگونه روا دارد . . . ! ؟
آيت در اثبات وحدانيّت و نفى عبادت اصنام است ، و اگر اين مصنّف نه دروغ محض مىگويد و مىنويسد بايستى كه حوالت بتفسير مفسّرى كردى از اصحاب شيعه يا بعالمى معتمد ، يا براويى « 1 » امين ، آيت خود « 2 » بامامت چه تعلّق دارد ؟ و هر كس كه آخر اين آيت بخواند او را شبهتى بنماند . و آياتى ديگر كه شيعه در امامت و فضيلت على و دگر ائمّه گويند بيشتر آن باشد كه مفسّران اسلام چون بلعبّاس سمّان و امام ثعلبى « 3 » سنّى و ابو على جبّائى و ابو مسلم بحر اصفهانى موافق باشند در آن شيعه را ، و مقابله باشد آنچه مختلف فيه باشد در حقّ على با آياتى كه أصحاب سنّت و جماعت تأويل كنند در حقّ صحابه چون آيت :
الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ
« 4 » و آيت :
وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ
« 5 » ؛ تا آخر آيت ، و غير اين ، و اين معنى نقصان مذهب شيعت و سنّت نباشد .
امّا آنچه گفته است :
«
بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
« 6 » » .
مذهب شيعه چنانست كه روز غدير انزله « 7 » بوده است و در امامت على است و اين را انكار نشايد كردن .
امّا جواب آنچه گفته است : « فى علىّ » ، نه از قرآن است و اگر كسى اعتقاد بندد كه از قرآنست اعتقادى كفر باشد و لفظى در كلام خدا آورده باشد كه نه از آن باشد « 8 » .
هامش
( 1 ) - ع : « بروايتى » .
( 2 ) - م ح د : « اين خود » .
( 3 ) - ع ح د : « ثعالبى » ث ب م :
« بغدادى » و علامهء قزوينى ( ره ) در حاشيهء نسخهء خود كه از نسخهء ح استنساخ شده و كلمه در آن « ثعالبى » ضبط شده است نوشته : « ظاهرا ثعلبى » .
( 4 ) - از آيهء 35 سورهء مباركهء احزاب .
( 5 ) - از آيهء 29 سورهء مباركهء فتح .
( 6 ) - از آيهء 67 سورهء مباركهء مائده و براى تحقيق در آن رجوع شود بتعليقهء 78 .
( 7 ) - ح م د : « انزال » .
( 8 ) - بايد دانست كه در اين آيت در شأن امير المؤمنين ( ع ) و نصب پيغمبر اكرم ( ص ) آن حضرت را بجانشينى خود نازل شده است شبهه نيست اما اينكه « فى علىّ » جزء آيه باشد شيعه چنين عقيده را ندارند زيرا بطور قطع « فى علىّ » در لفظ قرآن نبوده است اما تأويلا بطور قطع و يقين -