رستم خادم ، و بلقسم عبدويه ، و بلقسم شوّاء و غيرهم كه امير قجقرشان « 1 » بطاق باجكى « 2 » برآويخت همه رافضيان شتّام « 3 » بودند بازگفتند : ملحد بودند و از « 4 » قلعههاى ولايت رى آن « 5 » خواجگان را كه به زير آوردند چون بو جعفر عيلان ، و بو رضا ، و بلفتوح اسدآبادى و غيرهم من الملاحدة لعنهم اللّه نه همه رافضى بودند و از رفض در الحاد شدند . ! ؟ يكى از اينها را بگو كه نه رافضى بود مگر جحود كنى چنان كه در ديگر چيزها جحود كنى » .
امّا جواب اين فصل مشنّع « 6 » بانصاف گوش بايد داشتن و واحد بواحد برخواندن و البادى أظلم ؛ بدانستن كه جواب گفتهاند جنگ « 7 » نباشد تا هرچه دروغ گفته است بگوئيم ، و آنچه تهمت است بيان كنيم و معارضات ياد كنيم و الزام مقرّر كنيم بتوفيق اللّه تعالى و به الثّقة .
اما آنچه گفته است كه : « رافضيى دهليز ملحدى است » سخن باى خوانان
و سوّاسان « 8 » و بىعلمان و بىامانتان است و خواجهء نو سنّى اين قدر بندانسته است كه دهليز آنجا اولىتر كه در وجوب معرفت با ملحدان مشارك باشد كه اصلى است از اصول دين .
و جواب آنچه گفته است كه : « خود اساس الحاد است و از رفض در الحاد شوند و سر بگريبان الحاد برآورند « 9 » »
اين كلمتى است بىوزن بىاصل امّا سر بگريبان برآوردن سهلتر باشد از
هامش
( 1 ) - ث ب م : « كه امير قهقرستان » ح : « كه محقرشان » .
( 2 ) - ح : « ناجكى » .
( 3 ) - ع ث ب م : « شام » يا « شاهر » ح د ندارند .
( 4 ) - ع : « اند » ث م ب : « اندر » ح د : « در » و تصحيح قياسى است .
( 5 ) - ع ث ب م : « اين » .
( 6 ) - ع ث « مشبع » .
( 7 ) - ب ث م : « كه جواب گفتهاند تا جنگ » ح : « كه گفتهاند جواب را جنگ نباشد » . و عبارت مثل است مرحوم دهخدا در امثال و حكم گفته ( ج 2 ؛ ص 589 ) :
«جواب است اى برادر اين نه جنگ است * كلوخانداز را پاداش سنگ است » .( 8 ) - ث : « سخنهاى جوانان و وسواسان » م ب : « سخنهاى جوانان و وسواسيان » ح د هم اين چند كلمه را تا دو كلمهء : « اين قدر » كه ميآيد ندارند و متن صريح نسخهء « ع » است و در سابق نيز ( ص 4 ) اين كلمه گذشته است رجوع شود . بتعليقهء 5
( 9 ) - ب م ح : « درآورند » .