ملحد كه در حدّ اعتبار و التفاتاند بتيغ او كشته شدند بيرون از آن گروه كه بقتل ايشان التفات نباشد و در عالم از سلاطين و امرا كس را مانندهء « 1 » اين فتوح نبوده است و اگر بودى پوشيده نماندى « 2 » تا بدانند كه سارى و ارم قبّة الاسلام است نه قرينهء الموت ، و الحمد للّه ربّ العالمين .
و امّا بلعميد مناقبى رحمة اللّه عليه مردى مؤمن و موحّد بود « 3 » ردّا عليه « 4 » .
و آنچه گفته است كه : « در آخر عمر بلعميد را بعلّت لقوه شكلش بگشت » .
انصاف آنست « 5 » كه باصفهان و همدان و ساوه و قزوين و بلاد آذربيجان « 6 » و دگر بقاع كه سنّيان باشند و فضايلخوانان هرگز علّت و جنون و جذام و فالج و برص و لقوه و غير آن نباشد و هيچ سنّى و فضايلى بدين علّت نمرده است و اين علّت الّا بسارى و قم و كاشان و آبه و ورامين و در مصلحگاه « 7 » نباشد . . ! و آنچه خواجه را لازم است در اين معنى آنست كه ملحدان الموت را كه دشمنان توحيد خدااند و جهودان و ترسايان را كه دشمنان شريعت مصطفىاند عقوبت بآخرت و عيد ميكنند دون « 8 » دنيا و حق تعالى منّت مىنهد بر سيّد عليه السّلام و مىگويد :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
« 9 » ، و رافضيان را كه دشمن بو بكر و عمراند على زعمه عقوبت به دنيا مىكند تا برين اصل درجهء بو بكر و عمر زيادهتر و بهتر باشد از درجهء خداى و رسول خداى ، و اين نه الزامى باشد كه از آن مفرّى باشد تا معلوم شود كه خواجهء نو سنّى بو بكر و عمر را بزرگوارتر مىشناسد از خدا و رسول كه دشمنان خدا و محمّد را بقيامت عقوبت در مشيّت باشد كه خداى مالك الملك است ، امّا دشمنان بو بكر و عمر را بضرورت عقوبت به دنيا كنند و همهء عقلا دانند كه نزول امراض و اسقام تعلّق
هامش
( 1 ) - ث م ب ح د : « مانند » .
( 2 ) - اين عبارت ترجمهء اين عبارت عربى مشهور دائر بر السنه است كه : « لوكان لبان » .
( 3 ) - ح د : « مؤمن و موحد و معتقد بود » .
( 4 ) - فقط در « ع » و شايد « رغما عليه » بوده و مراد « على رغمه » باشد .
( 5 ) - ث م ب : « انصافست » ح د : « انصاف اين است » .
( 6 ) - م ب ح : « آذربايجان » .
( 7 ) - ث : « مصلى گاه » ح د ندارند .
( 8 ) - ث ب م : « درين » .
( 9 ) - صدر آيهء 33 سورهء مباركهء انفال .