تمّ الحديث .
بدانكه غرض اصلى در اين باب ، دانستن سه چيز است به طورىكه از غلبهء اطمينان به صدق آنها حقّ اليقين به جهت شخص وقوع بيابد ؛ و اين رتبه تحقّق نخواهد يافت الّا به اقامهء ادلّهء عقليه كه طبيعت آدمى را مجبور و مستأصل و ملجأ نمايد به پذيرفتن و قبول نمودن .
مطلب اوّل اثبات توحيد واجب الوجود است
در تحقيق اين فقره ، هيچ حجّتى اقوا از مشاهدهء صنع و نكات خفيّه كه در آنها ملاحظه و مشاهده مىشود ، نخواهد بود . صنع به غير صانع محال است . وجود خود شخص گواه بر وجود موجد اوست ؛ و همچنين عوارضى كه به جهت او روى مىدهد كه اغلب آنها بر خلاف ميل و ارادهء او وقوع يافته است ، به طورىكه قادر به دفع و رفع نمودن آنها نيست . پس اينهمه اضطرار و عدم اختيار ، دليل معظمى است بر وجود مختار مطلق ، همچنانكه شاه اوليا فرمودهاند : « عرفت اللّه بفسخ العزائم » .
و همچنين از عبور و مرور قافله كه پيوسته از عدم به وجود مىآيد ، استدلال به اين مطلب مىنماييم كه قافله سالار ، حىّ و حياتبخش است . از براى او هيچ وقت ، زوال و فنا نخواهد بود . از وقوع مكافات عمل - چنانچه در اوراق سابق مذكور شد - يقين حاصل مىشود كه خداى تعالى مدرك است و فرار نمودن از حكم او محال خواهد بود . اختلاف صور مخلوقات ، تصريح اين مطلب را نمود كه ذات الوهيت قادر و مريد و
فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ
است .