تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
مطلب اين بود كه نور الوهيت و نور عقل معاد و نور عقل معاش ، اجتماع حاصل فرمودند ؛ به اين معنى كه هريك در كمون ديگرى قرار گرفته ، مجتمعا مثابهء كوكب درّى درخشنده شده ؛ مورد اين كوكب درّى شجرهء مباركهء زيتونه « حقيقت آدمى » است . مىفرمايد :
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
خلاصهء معنى اين است كه كوكب درّى مذكور افروخته شده است از شجرهء مباركهء زيتونهء حقيقت آدمى . اكنون درخشندگى اين كوكب در اين شجره نه آن قدر بروز و ظهور يافته است كه شرقى محض باشد و نه آن‌قدر منطفى شده است كه غربى محض باشد . نزديك است كه نور اين كوكب و روشنى اين شجره ، ظهور كلّى حاصل نمايد . اين شجره را هرگاه مسّ نار نشود - يعنى حالت حطب براى او وقوع نيابد كه قابل سوختن بشود - « نور على نور » خواهد بود . مشابهت آدمى به شجرهء مباركهء زيتونه به علّت اين است كه همچنانكه در اشجار تعدّد در زيادى عدد است و در عدد و كثرت او فراوانى و بركت است ، شجرهء حقيقت انسانى هم متعدّد و با بركت است ؛ همچنانكه از تخم هر درختى درختها ظاهر مىگردد ، از نسل هر آدمى آدمها مخلوق و موجود مىشود ، به طورىكه در شجرهء زيتون مايهء افروختن و سوختن هر دو گذاشته شده است ، زيت او چراغ مىشود و درخت را روشن و منوّر مىنمايد هرگاه اتّخاذ دهن از او بشود ؛ و اگر هيمهء او را مسّ نار بشود بتمامها سوخته و ضايع خواهد شد ، در انسان نيز به مشابهت درخت زيتون دو وديعه گذاشته‌اند : نفس مطمئنّهء آدمى به منزلهء روغن