أجمعين - است و آيهء كريمهء
كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
اشاره به آن حضرت مىباشد .
خداى تعالى محض اثبات مراتب و شؤونات اتّحاد و معيت ذات خود با بنى نوع انسانى كه مصنوع يد قدرت اوست به مذاكرهء اين مثل اقدام فرموده ، شبههء مغايرت و مفارقت را مرتفع مىفرمايد . قرب و بعد مكانى را كه لازمهء اجساد و اجسام است از خواطر مرتفع ساخته ، محقّق مىدارد كه وقوع حقيقت او - جلّ شأنه - در اشيا مثل و نظير بودن معانى در الفاظ است ؛ همچنانكه الفاظ در متن واقع مملوّ است از معانى و لكن به حسب صورت ، ذرّهاى از آن معنى در الفاظ يافت نمىشود و حال اينكه وضع او به جهت فهم معنى است . در حقيقت ظرف معانى است . هيچ چيز به معنى اقرب از الفاظ نخواهد بود . تفاوتى كه الفاظ با معنى دارد ، اين است كه معنى در وجود خودش مستقلّ بالذات است و احتياج به الفاظ ندارد ، ولى الفاظ به جهت اين وضع شده است كه خلق را دلالت به معانى نمايد . در حقيقت نفس الأمر الفاظ به منزلهء رسولى است كه واسطه شده است ما بين معانى باطنيه با صورت ظاهريهء انسانى . در اينصورت ، خداى تعالى را با بنى نوع انسانى اجتماع و امتزاج معنوى و افتراق و انفكاك صورى است . قرب او به حسب معنى از قبيل قرب چربى نسبت به روغن و قرب آب نسبت به برف است ؛ و بعد او به حسب صورت ، مثل تباعد ليل و نهار است كه هيچوقت مادّهء اجتماع حاصل نخواهد نمود .
آيهء :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
اشاره به قرب معنوى و بعد صورى است .
آياتى كه دلالت به اين مطلب دارد ، بسيار است .