و سيف صارم زبان ، به مقتضاى اشارت يا بشارت « 1 » - تاريخى ديگر ولادتش كه « زوال خارجيان » است - دمار از روزگار اهل كفر و طغيان و ارباب جهل و عصيان لا سيّما خارجيان بر مىآورد . نظم :
شاه فلك بندهء دربان او * مشعل مه شمع شبستان او
چرخ بسيط از خدمش نازلى * بحر محيط از حشمش سائلى
اى چو قضا حكم مطاعت روان * هاويه را ز آتش قهرت هوان
تيغ تو شد قلزم دوزخ بخار « 2 » * تير تو مرّيخ كواكب شكار [ 6 ]
خون جگر در دل خصمت ز بيم * جوش برآورده « 3 » كغلى الحميم
دودكش مطبخ جودت سپهر * شمسهء ايوان رفيع تو مهر
نكهت « 4 » انفاس تو يحيى العظام * خدمت درگاه تو اقصى « 5 » المرام
طبع تو گلدستهء باغ فلك * رأى تو آيينهء روى ملك
صيت تو با باد صبا هم عنان * كلك تو با مرغ جزا همزبان
تا به ابد روز تو نوروز باد * طالع ميمون تو فيروز باد
عرصهء ميدان تو بادا فلك * چاوش ايوان تو بادا ملك
روز جلال تو مصون از زوال * ملك تو محروس ز عين كمال
أعنى « 6 » أبا النصر سلطان [ برهان ] نظامشاه - اللّهمّ خلّد ظلال سلطنته [ 7 ] على مفارقين العالمين و عن المكاره وقاه - امر عالى شرف صدور يافت كه فقير به زبان فارسى رساله [ اى ] مشتمل بر اصول خمسه ، مبيّن به براهين قاطعه و حجج ساطعه ، به طرزى جديد و نمطى سديد ، منطوى بر ذكر ديگر مذاهب متكلّمين و صوفيه و حكما بنويسم ، هر چند در اين صناعت قليل البضاعه و در اين وقت عديم الإستطاعة بودم ، امّا به حكم آيهء بلند پايهء
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
« 7 »
هامش
( 1 ) . ش : - يا بشارت .
( 2 ) . ش : نحار .
( 3 ) . ش : برآورد .
( 4 ) . بوى خوش .
( 5 ) . س : اقضى .
( 6 ) . س : يعنى .
( 7 ) . نساء / 59 .