و كفايت بشرى نبود و رأى و رويّت خلق را در آن مجال تصرفى صورت نبندد زياده و نقصان و تعجيل و تأخير طلب نكند و به خلاف آنچه واقع باشد ميل ننمايد .
دوازدهم : عبادت و هي تعظيم اللّه - عزّ و جلّ - و تمجيده و طاعته و إكرام أوليائه من الملائكة و الأنبياء و الأئمّة - عليهم السلام - و العمل بما يوجبه الشّريعة و تتميمها إنّما هو بتقوى اللّه تعالى .
اين بود بيان انواع فضائل « 1 » كه در تحت اجناس اربعهء فضائل واقعند .
و چنان كه هر جنس « 2 » از اجناس فضيلت را در مقابل دو جنس از رذيلت واقع است به اعتبار افراط و تفريط ، كذلك هر نوع از انواع فضيلت را نيز دو نوع از رذيلت در مقابل واقع است به همان اعتبار . مثلا در انواع هفتگانهء فضيلت حكمت ، ذكا وسط بود ميان خبث و بلادت كه واقعند در دو « 3 » طرف افراط و تفريط . و مراد « از خبث زيركى است در فريبندگى « 4 » و مكّارى ؛ و مراد از بلادت آنچه از كسالت و ترك اعمال ذكا ناشى باشد نه به حسب خلقت . و همچنين سرعت فهم وسط بود ميان سرعت تخيّلى كه مانع از احكام فهم باشد و ابطائى كه از اهمال فهم ناشى شود . و صفاى ذهن وسط بود ميان ظلمت نفس « 5 » كه مانع از استنباط نتايج باشد و ميان التهابى كه به سبب زيادتى و تجاوز از حد ، از مطلوب بازدارد . و سهولت تعلّم وسط بود ميان مبادرتى كه مجال استثبات صور ندهد و ميان تصعّبى « 6 » كه مؤدّى به تعذّر شود و حسن تعقّل واسطه بود ميان صرف فكر در امورى كه در تعقّل مطلوب بىدخل باشد و ميان قصور فكر از تعقّل مطلوب بالتّمام . و تحفّظ واسطه بود ميان عنايت در ضبط آنچه ضبطش بىفايده بود و ميان غفلت از آنچه حفظش مهم باشد . و تذكّر واسطه
هامش
( 1 ) ب : فضائلى .
( 2 ) الف : جنسى .
( 3 ) ب : « دو » ندارد .
( 4 ) ب : فنّ بندگى .
( 5 ) ب : نفسى .
( 6 ) الف : تعصّبى .