و از دوم آنكه آيه وقتى نازل شد كه قريش استعجال عذاب موعود مىكردند . و مراد اين است كه من ملك نيستم يعنى در قوّت و شدّت تا انزال عذاب توانم كرد و يا مرا علم به وقت نزول عذاب به اخبار خدا بىواسطه حاصل تواند شد .
و از سوّم آنكه تمويهى بود از شيطان كه به خيال آدم و حوا افكند كه آنچه مشاهد است در ملك از حسن صورت و كمال قوّت ، حاصل تواند شد به سبب اكل شجره .
و از چهارم آنكه تعليم از خداى تعالى بود و شديد القوى نبود مگر واسطه .
و از پنجم مراد ، اولويّت ملائكه است از عيسى در استنكاف از عبوديت « إذ عيسى لم يكن له اب فقط ، و الملائكة ليس لهم أب و لا أم » .
و از ششم يجوز أن يكون تقدّمهم في الذّكر لتقدّمهم في الوجود ، و يا بنابر آنكه ايمان به ملائكه به سبب آنكه غايبند از حواس اهمّ است از ايمان به انبيا .
و از هفتم إنّ هذا لا يمنع كون الأنبياء أفضل لجهات أخر كقهر المضادّ و المنافي و تحمل المتاعب و المشاقّ إلى غير ذلك و كلام در اين ادلّه و اجوبه بر تقدير جسمانيّت ملائكه است ، چنان كه مذهب متكلّمين است و اما بر تقدير تجرّد ملائكه چنان كه مذهب حكماست ، تحقيق آن است كه در بيان مرتبه خاتميت مذكور شد .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 429
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٤٢٩