تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
در چشم من انداخت و بعد از آن گفت كه : « اللهم ! اكفه اذى الحر و البرد ، فما وجدت حرا و لا بردا » « 1 » . يعنى : خداوندا كفايت كن او را از آزار گرما و سرما ، پس نيافتم گرما و سرما را . و روايت كرده است روايت ديگرى از « مسند ابن حنبل » مثل روايت سابقه . بدان كه ابن حنبل اين دو روايت را كه دلالت مىكنند بر مستجاب شدن دعاء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حق امير المؤمنين عليه السّلام به كفايت گرما و سرما پس چگونه مطمئن شده است مستجاب نشدن دعاء آن حضرت به معادات و خذلان كسى كه با امير المؤمنين عليه السّلام چنين كرده است تا آنكه ارادهء احراق بيت و كلمات ركيكه كه از ابو بكر و عمر منقول است ، و كرده ايشان نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام معادات و خذلان نبوت است نزد او و يا آنكه عداوت خدا و رسول نزد او منافى امامت نيست !
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
« 2 » . و روايت كرده است از « مسند ابن حنبل » در فصل نهم به اسناد او از ابن عباس كه گفت : چون نازل شد آيهء
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 3 » يعنى : بگو از شما سؤال اجرت نمىكنم بر اين فعل كه متعلق است به رسالت مگر دوست داشتن خويشان . و بعد از نزول اين آيه از آن حضرت سؤال كردند كه : كيستند خويشان تو كه واجب است بر ما مودّتشان ؟
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 130 . ( 2 ) . حشر ( 59 ) : 2 . ( 3 ) . نساء ( 4 ) : 1 و شورى ( 42 ) : 23 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 304 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)