تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
يكى از قوم من باشد . پس نبى صلّى اللّه عليه و آله گفت : هر كس قوم خود را دوست مىدارد يا انس . و روايات بسيار نقل كرده است از ابن مغازلى از انس خبر طاير را روايت كرده است از جمع ميان صحاح سته رزين عبد رى به اسناد او از انس خبر طائر را و با ظهور خبر طاير در مقتضاى خود ، آمدن امير المؤمنين عليه السّلام بعد از ذكر كردن انس دو بار و قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : « ما أبطأ بك عنى ؟ » تأكيد آن مىكنند . آيا عاقلى تجويز مىكند كه ترك كند احب خلق خداى تعالى بيعت و أحبه را تا تواند و شكوه كند از سابق و تابعان او و نسبت ظلم به ايشان بدهد بعد از انتقال ايشان به دار جزاء اگر احتمال مىدارد صدقشان را ؟ ! و يا تجويز مىكند كه امير المؤمنين عليه السّلام امتناع نكرده باشد و نسبت ظلم به آن جماعت نداده باشد با روايات متظافره كه مقرونند به امارات صدق كه دلالت بر امتناع و نسبت هر دو مىكنند و كسى را كه خدا گمراه كرده به اعتبار بدى افعالش به راه نمىآيد
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
« 1 » .

[ حديث رايت ]

و روايت كرده است ابن اثير در « جامع الاصول » از « صحيح بخارى » « 2 » و « مسلم » « 3 » از سلمة بن [ . . . ] گفت كه : على تخلف كرده بود از نبى صلّى اللّه عليه و آله در خيبر و رمد داشت ، پس گفت كه : من تخلّف مىكنم از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . پس بيرون آمد على و ملحق شد به نبى صلّى اللّه عليه و آله ، پس چون پسين شبى شد كه
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) : 33 . ( 2 ) . صحيح بخارى 4 / 12 . ( 3 ) . صحيح مسلم 7 / 122 .