تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
خوابيدند كه نچشيدند مگر آب . و روز بعد را هم روزه گرفتند و چون شب شد و طعام را پيش گذاشتند يتيمى سؤال كرد ، ايشان او را اختيار كردند . و ايستاد اسيرى در شب سوم باز كردند مثل آن دو شب . و چون روز شد على عليه السّلام دست حسن و حسين عليهما السّلام را گرفته نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رفتند و چون ايشان را ديد در حالتى كه مرتعش بودند مثل بچهء مرغ از شدت گرسنگى ، گفت : چه بسيار دلگير مىكند آنچه در شما مىبينم . پس به راه افتاد با ايشان ، پس ديد فاطمه را در محراب خود كه پشتش به شكمش چسبيده و چشم‌ها فرو رفته و اين باعث اندوه آن حضرت شد . پس جبرئيل نازل شد و گفت : بگير سوره را يا محمد ! تهنيت كرده است تو را اللّه تعالى در اهل بيت تو ، پس بخوان سوره را . تمام شد . آيا گمان مىكنى كه كسى در شأن او مثل اين مدح در قرآن نازل شده باشد امتناع كند از بيعت سابقين مادام كه امتناع ممكن باشد و شكوه ايشان كند بعد از انتقال ايشان به دار جزاء همچنان كه ظاهر شد اگر ايشان در امر خود محق بودند ؟

[ اسلام آوردن امير مؤمنان عليه السّلام ]

و از آن جمله آنچه روايت كرده است ابن اثير در فضائل على بن ابى طالب عليه السّلام از « صحيح ترمذى » « 1 » از انس بن مالك كه گفته است كه : بعث رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يوم الاثنين و صلى على يوم الثلاثاء يعنى : مبعوث شد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله روز
هامش
( 1 ) . سنن ترمذى 5 / 304 ، ح 3812 ، باب 91 .