تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
پس اقبال كردم روزى در حالتى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود در مسجد و چون مرا ديد تند كرد چشمها را به سوى من و نظر به من كرد تا نشستم گفت : « و اللّه يا عمر ! آذيتنى . فقلت : انا للّه و انا إليه راجعون اعوذ باللّه و الاسلام أن اوذى رسول اللّه . فقال : من آذى عليا فقد آذانى » « 1 » . يعنى : به حق اللّه تعالى كه يا عمر ! هرآينه ايذا كردى مرا . پس گفتم كه : انا للّه و انا اليه راجعون يعنى هلاك شدم پناه مىگيرم به اللّه تعالى و اسلام از اينكه ايذا كنم رسول اللّه را . پس گفت كه : كسى كه ايذا كند على را پس بتحقيق كه ايذا كرده است مرا . و از سمعانى در كتاب « فضايل الصحابة » به اسناد او از جابر از عمر بن خطاب كه گفت كه : كنت اجفو عليا فلقينى النبى صلّى اللّه عليه و آله فقال : قد آذيتنى يا عمر ! فقلت : فى اى شىء يا رسول اللّه ؟ قال : « تجفو عليا و من آذى عليا فقد اذانى » . فقلت : لا اجفوه ابدا « 2 » . يعنى : بودم كه ايذا مىكردم على را پس ملاقات كرد مرا نبى صلّى اللّه عليه و آله پس گفت : بتحقيق كه ايذا رساندى مرا . پس گفتم : در چه چيز ؟ گفت كه : تو ايذا مىكنى على را و كسى كه ايذا كند على را پس بتحقيق كه ايذا كرده است مرا .
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم نيشابورى 3 / 122 با اختلاف اندك . ( 2 ) . الامام على عليه السّلام فى آراء الخلفاء : 65 رقم 7 ، كتاب فضائل الصحابة در اختيار نبود .