پس اقبال كردم روزى در حالتى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود در مسجد و چون مرا ديد تند كرد چشمها را به سوى من و نظر به من كرد تا نشستم گفت :
« و اللّه يا عمر ! آذيتنى .
فقلت : انا للّه و انا إليه راجعون اعوذ باللّه و الاسلام أن اوذى رسول اللّه .
فقال : من آذى عليا فقد آذانى » « 1 » .
يعنى : به حق اللّه تعالى كه يا عمر ! هرآينه ايذا كردى مرا .
پس گفتم كه : انا للّه و انا اليه راجعون يعنى هلاك شدم پناه مىگيرم به اللّه تعالى و اسلام از اينكه ايذا كنم رسول اللّه را .
پس گفت كه : كسى كه ايذا كند على را پس بتحقيق كه ايذا كرده است مرا .
و از سمعانى در كتاب « فضايل الصحابة » به اسناد او از جابر از عمر بن خطاب كه گفت كه : كنت اجفو عليا فلقينى النبى صلّى اللّه عليه و آله فقال : قد آذيتنى يا عمر !
فقلت : فى اى شىء يا رسول اللّه ؟
قال : « تجفو عليا و من آذى عليا فقد اذانى » .
فقلت : لا اجفوه ابدا « 2 » .
يعنى : بودم كه ايذا مىكردم على را پس ملاقات كرد مرا نبى صلّى اللّه عليه و آله پس گفت :
بتحقيق كه ايذا رساندى مرا .
پس گفتم : در چه چيز ؟
گفت كه : تو ايذا مىكنى على را و كسى كه ايذا كند على را پس بتحقيق كه ايذا كرده است مرا .
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم نيشابورى 3 / 122 با اختلاف اندك .
( 2 ) . الامام على عليه السّلام فى آراء الخلفاء : 65 رقم 7 ، كتاب فضائل الصحابة در اختيار نبود .