تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 934

مساهمون:

ص٩٣٤
عز و جل و كل شىء احصيناه فى امام مبين « 1 » انتهى . خلاصه امير المؤمنين عليه السّلام و أئمه معصومين از ذريه آن حضرت كه عترت طاهره بودند آنچه داشتند از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داشتند و تمام علوم آن حضرت در نزد آنها بوده و اگر غير از اين بود على را باب علم خود معرفى نمينمود و امر نميفرمود اگر ميخواهيد از علم من بهره برداريد بايد برويد در خانهء على بن أبي طالب عليه السّلام . و اگر آن حضرت داراى علوم عاليه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبود و احاطه بر جميع علوم نداشت در حضور دوست و دشمن نداى سلونى قبل ان تفقدونى نميداد . چه آنكه اتفاقى فريقين است كه احدى جز امير المؤمنين نداى سلونى نداده و دعوى اين مقام اختصاص به شخص آن حضرت داشته كه در مقابل سؤالات اشخاص از علوم ظاهر و باطن بازنمانده و غير از آن حضرت هر كس چنين ادعائى نموده رسوا و مفتضح گرديده . چنانچه حافظ ابن عبد البر مغربى آندلسى در كتاب استيعاب فى معرفة الاصحاب گويد انّ كلمة سلونى قبل ان تفقدونى ما قالها احد غير علىّ بن أبي طالب الّا كان كاذبا « 2 » . چنانچه ابو العباس احمد بن خلّكان شافعى در وفيات و خطيب بغدادى در ص 163 جلد سيزدهم تاريخ خود آورده‌اند كه روزى مقاتل ابن سليمان كه از اعيان علماى شما و بسيار حاضر جواب در همه چيز بوده بالاى منبر در حضور عامهء مردم گفت سلونى عمّا دون العرش ؟ « 3 » . شخصى سؤال كرد كه چون حضرت آدم عمل حج بجاى آورد در موقع تقصير و حلق
هامش
( 1 ) و از مندرجات آن وصيت‌نامه است سنتهاى خدا و رسول خدا و مخالفت كردن با مخالفين و آنان كه احكام را تغيير دهند و دستورات را تبديل نمايند - و بدون استثناء از هر امرى از امور و تحولات روزگار در آن وصيتنامه مندرج بوده و از اسرار بين رسول اللّه « ص » و آن حضرت است و همانست كه در قرآن مجيد به اين نكته مهم تصريح شده است - كه هر امرى از امور و هر علمى از علوم در نزد امام مبين ( يعنى على بن أبي طالب ) افاضه شده و موجود است . ( 2 ) كلمه سلونى را احدى غير على بن أبي طالب ( ع ) نگفته مگر آنكه كاذب و دروغگو بوده ( به همان جهت رسوا و مفتضح گرديده ) . ( 3 ) سؤال كنيد از من از آنچه در زير عرش است .