غالب قضايا و وقايع مهمه كه ائمهء دين خبر ميدادند از آن كتاب بود از كليات و جزئيات امور با خبر بودند نوائب و مصائب وارده بر خود و اهل بيت خود و شيعيان را از همان كتاب استخراج مىنمودند چنانچه در كتب اخبار كاملا و مبسوطا ثبت است
خبر دادن حضرت رضا در عهدنامه مأمون از مرگ خود
از جمله در شرح مواقف قضيه عهدنامه مأمون الرشيد عباسى و امام هشتم حضرت رضا على بن موسى عليهما السّلام را نوشته كه بعد از اينكه مأمون حضرت رضا عليه السّلام را بعد از شش ماه مكاتبه و تهديد مجبور بقبول ولايت عهد خود نمود عهد نامهاى نوشتند مأمون امضا كرد كه بعد از مردن خود خلافت منتقل شود به حضرت رضا عليه السّلام .
چون ورقه را آوردند كه حضرت رضا امضاء نمايد قبل از امضاء شرحى به اين عنوان در سجل خود نوشتند و بعد امضاء نمودند كه .
اقول و انا علىّ بن موسى بن جعفر انّ امير المؤمنين عضّده اللّه بالسداد و وفّقه للرشاد عرف من حقّنا ما جهله غيره فوصل ارحاما قطعت و امن نفوسا فزعت بل احياها و قد تلفت اغناها اذا افترقت مبتغيا رضى رب العالمين و سيجزى الله الشاكرين و لا يضيع اجر المحسنين و انّه جعل الىّ عهده و الامرة الكبرى ان بقيت بعده .
تا آنجا كه در آخر عبارات مرقوم داشتند و لكنّ الجفر و الجامعه يدلّان على ضدّ ذلك و ما ادرى ما يفعل بى و بكم ان الحكم الّا اللّه يقضى بالحقّ و هو خير الفاصلين « 1 » .
هامش
* نميباشد - يعنى اگر مقام امامت داشت بايستى مفتاح رمز كتاب جفر جامعه را داشته باشد .
( 1 ) ميگويم من كه على بن موسى بن جعفر ( عليهم السّلام ) هستم خليفه مأمون الرشيد كه خداوند او را محكم و قوى نمايد براى استحكامات شرع و موفق بدارد او را براى ارشاد و هدايت . حق ما را به خوبى شناخت كه ديگران نشناختند و رحمى را كه ديگران قطع نمودند او وصل نمود و نفوسى را كه ديگران تهديد بقتل نمودند او ايمن ساخت بلكه زنده نمود اشخاصى را كه در پرتگاه فنا رسيده بودند بىنياز نمود گروهى را كه فقير و محتاج بودند محض رضاى پروردگار زود است كه خداوند جزاى شگرگزاران را بدهد و ضايع نميكند اجر نيكوكاران را - بدرستى كه او مرا بولايت عهد و امارت بزرگ ( بر مؤمنين ) قرار داد اگر من بعد از او زنده بمانم .
و لكن جفر و جامعه دلالت بر خلاف اين معنى دارد ( يعنى من بعد از او زنده نخواهم ماند ) .
كلمات آن حضرت دلالت بر معناى دقيق ديگرى دارد كه ميخواهد در لفافه بفهماند مأمون *