تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 913

مساهمون:

ص٩١٣
طليق اللسانيد بفرمائيد كدام خبر است كه اثبات علم غيب براى سيّدنا على كرم اللّه وجهه مينمايد . اگر بايستى علم غيبى براى اوصياء و خلفاء رسول اللّه باشد استثناء معنى ندارد حتما بايد خلفاء بالاخص خلفاء راشدين رضوان اللّه عليهم اجمعين عالم بغيب باشند و حال آنكه مىبينيم هيچ يك از خلفاء چنين ادعائى ننمودند بلكه مانند خود پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم اظهار عجز مىنمودند چگونه سيّدنا على كرّم اللّه وجهه را شما منحصرا استثناء مينمائيد ! ! ! . داعى - اولا جواب شما را در اظهار عجز پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دادم كه آن حضرت مستقل در احاطه بر امور غيبيه نبوده بلكه با افاضه حضرت غيب الغيوب آگاه بر حقايق بوده آنجا كه ميفرمايد اگر غيب ميدانستم بر خوبيهاى خود مىافزودم اشاره به آن است كه من مانند خداى متعال داراى علم حضورى نيستم بلكه هرگاه افاضه ميشد و پرده دار عالم غيب پرده را از مقابل او بر ميداشت حقايق مستوره بر او مكشوف ميشد فلذا خبرها از غيب ميداد .

ائمه طاهرين خلقاء بر حق عالم بغيب بودند

ثانيا فرموديد اگر علم غيبى بوده نبايستى در خلفاء استثناء باشد فرمايش صحيح و محكمى فرموديد ما هم همين عقيده را داريم اختلاف ما و شما از همين جا شروع مىشود . ما هم ميگوئيم كه خلفاء رسول اللّه بايستى مانند خود آن حضرت عالم بظواهر و بواطن امور باشند بلكه به تمام معنى و در جميع صفات باستثناى مقام نبوت و رسالت و شرائط خاصه نبوت ( كه عبارت از نزول وحى و كتاب و احكام باشد ) بايد خلفاء و اوصياء آن حضرت مثل او باشند . منتها شما خلفاء برگزيدهء خلق يعنى كسانى را كه عدّه‌اى از مردم جمع شدند و آنها را خليفه خواندند و لو پيغمبر آنها را لعن نموده ( مانند معاويه عليه الهاويه ) خليفه الرسول ميخوانيد .