تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
آيا سزاوار است در اطراف اين مطلب به اين سادگى آن قدر جار و جنجال راه بيندازيد تا آنجا كه ما را مشرك و كافر و بت‌پرست بخوانيد و امر را بر عوام بىخبر مشتبه نمائيد . همان قسمى كه شماها بفتاواى ( غالبا خارج از موضوع حتى بر خلاف صراحت آيات قرآن ) أئمه و فقهاء خود عمل مينمائيد قول و فعل آنها را حجّت و مورد عمل قرار ميدهيد ما هم بدستورات و أوامر أئمه از عترت طاهره عمل مينمائيم . با يك فرق كه شما از پيغمبر و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستورى در دست نداريد كه حتما بدستورات و فتاواى نعمان يا محمّد يا احمد يا مالك عمل نمائيد - مگر آنكه آنها را فقيهى از فقهاء دانسته تبعيّت از آنها مينمائيد . ولى ما بدستور خود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مكرر فرمود أئمه از عترت من عديل القرآن و سفن نجات و باب حطّه‌اند تبعيت و پيروى از آنها اسباب نجات و تمرد و دورى از آنها موجب هلاكت است - عمل مينمائيم چنانچه ببعض از آن اخبار در ليالى ماضيه اشاره نموديم پس قول و فعل آن ذوات مقدسه طبق دستور آن حضرت براى ما حجّت است . به همين جهت پيروى از دستور آنها نموده استحبابا عمل مينمائيم .

عمل علماء اهل سنت موجب تعجب است

ولى تعجب از علماى شماست كه بفتاواى نادرهء عجيبهء فقهاء اربعه و ديگران ابدا اعتراض ندارند يعنى اگر امام اعظم بگويد در فقد آب بايد با نبيذ وضو گرفت آقايان شافعيها و مالكيها و حنبليها اعتراض ندارند و يا اگر امام احمد معتقد برؤيت خداى متعال گردد و مسح بر عمامه را جائز بداند ديگران بر او خورده
هامش
* بزرگ است شيعيان از بت و بت‌پرستى بيزارند ولى چون به حكم قرآن ما مأموريم سجده به زمين پاك نمائيم فلذا قطعاتى از خاك پاك با خود بر ميداريم كه اگر در جائى كه دست رسى به زمين پاك نداشته باشيم بر آن خاك پاك سجده نمائيم به همين جهت الحال كه در اين صحرا تمام زمين پاك است احتياجى به آن خاك پاك نداريم چنانچه ديديد حقير به همين زمين سجده نمودم اين قبيل تهمتها قرنها است از حلقوم خوارج و نواصب كه مايل بتفرقهء مسلمين ميباشند بيرون آمده تا امروز كه بر شما برادران اهل تسنن مشتبه نموده‌اند كه برادران شيعى خود را مشرك و بت‌پرست بخوانيد بالاخره تا غروب بقسمى با آن جمعيت بسيار كه غالبا وهابى بودند صحبت نمودم كه همگى را متأثر ساخته و استغفار نمودند و با حقير مصافحه و معانقه نموده از هم جدا شديم - فاعتبروا يا اولى الابصار .