فيك و ويل لمن ابغضك و كذّب عليك فامّا الذين احبّوك و صدّقوا فيك جيرانك فى دارك و رفقاؤك فى قصرك و امّا الذين ابغضوك و كذّبوا عليك فحقّ على اللّه ان يوقّفهم موقف الكذّابين يوم القيمة « 1 » .
آن قدر در زهد و ورع و تقوى قوى بود كه دوست و دشمن او را امام المتقين ناميدند و لقب امام المتقين را فقط مردم به آن حضرت ندادند بلكه اول كسى كه على را به اين لقب خواند و مكرر با اين لقب آن حضرت را بجامعه معرفى نمود شخص شخيص خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود كه چون وقت ضيق است مجال اخبار مفصّله نيست فقط براى نمونه بنقل چند خبر اكتفا ميكنم .
خدا و پيغمبر على را امام المتقين خواندند
ابن ابى الحديد در ص 450 جلد دوم شرح نهج البلاغه و حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء و مير سيد على همدانى در مودة القربى و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در باب 54 كفايت الطالب از انس بن مالك روايت مينمايند كه گفت روزى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من فرمودند يا انس آب وضو براى من بياور پس برخاستم آب وضو آوردم پس از وضو گرفتن دو ركعت نماز بجاى آورد آنگاه به من فرمود يا انس اوّل من يدخل من هذا الباب هو امام المتّقين و سيّد المسلمين و يعسوب المؤمنين و خاتم الوصيين و قائد الغرّ المحجلين .
اول كسى كه از اين در وارد مىشود او امام اهل تقوى و سيد و سرور مسلمانان و يعسوب مؤمنان ( يعنى پادشاه ايشان همچنانكه بزرگ و پادشاه زنبور عسل را يعسوب
هامش
( 1 ) بدرستى كه خداوند ترا در اثر زهد در دنيا بزينتى آرايش كرده است كه هيچ فردى از بندگان به آن نوع زينت نشده زيرا كه هيچ چيز در دنيا محبوب تر از زهد در نظر حق تعالى نيست نه تو از لذائذ دنيوى بهره بردى و نه دنيا توانست تو را استخدام نمايد و خداوند تو را موفق بدوستى نيازمندان نموده كه معتقد و راضى بامامت تو شدند و راضى شدم من از ايشان كه از امامت تو پيروى نمودند خوشا به حال كسانى كه تو را دوست داشته و تصديق از تو نمودهاند و واى بر حال دشمنان و تكذيب كنندگان تو - آنان كه تو را دوست داشتند و تصديق كردند در بهشت همسايههاى تو هستند و مصاحب تو ميباشند در كاخ با عظمت و شكوه تو آنان كه تو را دشمن داشتند و يا تكذيب نمودند بر خدا لازم است كه آن فرقهها را در محل دروغگويان روز قيامت بكيفر رساند .