زده بود كه پسر عمش عبد اللّه بن عباس در دورهء خلافت و رياست ظاهرى آن حضرت دلتنگ شد حضرت فرمودند لقد رقعت مرقعة حتّى استحييت من راقعها ما لعلىّ من زينة الدنيا كيف نفرح بلذة تفنى و نعيم لا يبقى « 1 » .
ديگرى ايراد گرفت به آن حضرت كه چرا در حين خلافت و رياست شما جامهء وصله دار ميپوشيد كه مورد اهانت اعادى قرار گيريد حضرت فرمودند اين جامهاى است كه دل را خاشع ميگرداند و كبر را از انسان دور مينمايد و مؤمن به آن اقتداء مىكند .
و نيز محمد بن طلحه در مطالب السئول و خوارزمى در مناقب و ابن اثير در كامل و سليمان بلخى در ينابيع المودّة آوردهاند كه لباس على عليه السّلام و غلامش يكسان بوده هر جامهاى كه ميخريد دو ثوب و يك شكل و يك قيمت بود يكى را خود ميپوشيد و ديگرى را بغلام خود قنبر ميداد .
اينها بود مختصرى از وضع خوراك و پوشاك على عليه السّلام كه علماء خودتان هم ثبت نمودهاند و داعى باقتضاى وقت مجلس باختصار كوشيدم . و الا شرح حالات آن حضرت محيّر العقول مىباشد .
آن حضرت نان جو خشكيده مىخورد ولى نان گندم و شكر و عسل و خرما به فقراء و يتيمان و بينوايان ميخورانيد خود لباس وصلهدار ميپوشيد ولى لباسهاى زيبا به يتيمان و بيوهزنان ميپوشانيد .
گفتار ضرار با معاويه
بس است در اثبات زهد و تقوى و بىاعتنائى آن حضرت به دنيا كلامى را كه احدى بر او سبقت در آن كلام نگرفته در خطاب بدنياى دنى كه اكابر علماء خودتان مانند ابن ابى الحديد در شرح نهج و حافظ ابو نعيم اصفهانى در ص 84 جلد اول حلية الاولياء و شيخ عبد اللّه بن عامر شبراوى شافعى در ص 8 كتاب الاتحاف بحبّ الاشراف و محمد بن طلحه در ص 33 مطالب السئول و نور الدين بن صباغ مالكى در ص 128 فصول المهمّه و شيخ
هامش
( 1 ) آن قدر وصله روى وصله زدم كه از وصلهزننده خجالت ميكشم على را با زينت دنيا چهكار چگونه خوشحال شوم بلذتى كه فانى مىشود و نعمتى كه بقا ندارد .