فرمود من محاكمهء سخت ميكنم روز قيامت با كسانى كه فاطمه را آزار نمايند رضاى فاطمه رضاى من است و غضب فاطمه غضب من است واى بر آن كسى كه من از او ناراضى و غضبناك باشم .
آنگاه اين امت هيچ اعتنائى بدستورات و توصيه و سفارشات آن حضرت ننمايند بقدرى او را اذيت نمايند و حق ثابت او را ببرند و چنان غصه دار بشود كه در عين شباب و ناكامى بنالد و بگويد .
صبّت علىّ مصائب لو انّها * صبّت على الايّام صرن لياليا
« 1 » .
از فشار مصائب و غم و غصه و اندوه - آن بىبى مظلومهء ناكام - عزيز كرده و محبوب رسول خدا از درگاه حق تعالى پيوسته تقاضاى مرگ مىنمود كه اللّهم عجّل وفاتى سريعا عاقبت هم وصيت كند جنازه مرا شبانه به خاك بسپاريد و احدى از مخالفين مرا نگذاريد بر جنازه من حاضر شود و نماز بر من بگذارد .
آقايان محترم منصفانه قضاوت كنيد آيا اين قضايا از رضاى فاطمهء مظلومه سلام اللّه عليها بوده يا از شدت غيظ و غضب آن بىبى مظلومه آنگاه جمع بين اخبار نموده حقيقت را آشكارا مشاهده نمائيد .
اندكى پيش تو گفتم غم دل ترسيدم * كه دلآزرده شوى ورنه سخن بسيار است
( در اين بيانات همگى اهل مجلس گريان بوديم مخصوصا جناب حافظ كه ) ( سر به زير افكنده و پيوسته قطرات اشك بر دامنش جارى و بكلمات استرجاع و استغفار ) ( مشغول و از آن شب ببعد ديگر بسخن نيامد معلوم بود بسيار متأثر گرديده و دلائل ) ( منطقى ما ايشان را كه عالمى منصف بودند منقلب نمود كه معنا با قبول تشيّع در شب ) ( آخر از ما جدا شدند - قريب ربع ساعت مجلس حالت سكوت و بهت و حزن و اندوه ) ( به خود گرفت چاى آوردند احدى نخورد سه ساعت بعد از نيمه شب مقارن اذان صبح ) ( مجلس خاتمه پيدا نمود .
هامش
( 1 ) آن قدر مصيبت بر من ريخته شده كه اگر بر روزها ريخته ميشد تمام شب تار ميگرديد .