تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
از جمله امور مسلّمه است كه اين حديث شريف از متواترات است نزد فريقين

نصيحت جبرئيل عمر را

و مخصوصا مير سيد على همدانى فقيه شافعى كه از فضلاء و موثقين فقهاء و علماء خودتان در قرن هشتم هجرى بوده در مودت پنجم از كتاب مودة القربى نوشته است كه جمعيت بسيارى از صحابه در مكانهاى مختلفى از خليفه عمر بن الخطّاب رضى اللّه عنه نقل نموده‌اند كه گفت نصب رسول اللّه ( ص ) عليّا علما يعنى نصب نمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على را مهتر و بزرگتر و راهنماى قوم و بعد او را بمولائى بجامعه معرفى نمود و بعد از دعا دربارهء دوستان و دشمنان آن حضرت عرض كرد اللّهم انت شهيدى عليهم خدايا تو گواه منى بر ايشان ( يعنى ابلاغ رسالت نمودم ) . در آن حال جوان زيبائى با حسن صورت و بوى خوش پهلوى من نشسته بود به من گفت لقد عقد رسول اللّه عقدا لا يحلّه الّا المنافق فاحذر أن تحلّه « 1 » . من برسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض كردم وقتى شما درباره على سخن ميرانديد پهلوى من جوان خوش رو و خوشبوئى نشسته بود و با من چنين گفت حضرت فرمود انّه ليس من ولد آدم لكنّه جبرئيل اراد أن يؤكّد عليكم ما قلته فى علىّ ( عليه السّلام ) « 2 » . اينك از آقايان محترم انصاف ميطلبم آيا سزاوار بود يك چنين عهد و پيمان محكمى را كه رسول خدا با آن مردم بست بامر خداى تعالى دو ماه نگذرد نقض عهد نموده و بيعت را بشكنند و روى هوا و هوس حق را به پشت سر اندازند و بكنند آنچه را كه نبايد بكنند آتش بدر خانه‌اش ببرند و شمشير برويش بكشند اهانتها نمايند و باكراه و اجبار و هو و جنجال و اهانت و تهديد براى بيعت ديگرى به مسجد ببرند ! ! .
هامش
( 1 ) عهد بست پيغمبر عهد بستنى محكم كه نقض اين عهد نمىكند مگر منافق پس حذر كن عمر كه تو ناقض و بازكننده اين گره محكم نباشى ( يعنى اگر نقض اين عهد نمودى در سلسله منافقين خواهى بود ) . ( 2 ) او از اولاد آدم نبوده بلكه جبرئيل امين بود كه به اين صورت جلوه‌گر شده بود كه تأكيد نمايد بر شما آنچه را كه من گفتم درباره على ( ع ) .