( 60 ) نظام الدين نيشابورى در تفسير غرائب القرآن .
طبرى و ابن عقده و ابن حدّاد .
خلاصه كلام تا اين مقدار كه در حافظهام حاضر بود بعرضتان رسانيدم .
و الا زياده از سيصد نفر از اكابر علماء خودتان بطرق مختلفه حديث غدير خم و نزول آيات تبليغ و اكمال و مناشدهء در رحبه و غيره را مسندا از زياده از صد نفر از صحابه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نمودهاند .
كه اگر بخواهم فهرست تمام روات و اسامى آنها را بعرضتان برسانم خود يك كتاب مستقلّى خواهد شد براى نمونه گمان ميكنم همين مقدار اسامى كافى باشد در اثبات تواتر
و بعض از اكابر علماء شما كتاب مستقلّى در اين باب نوشتهاند مانند ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى مفسّر و مورّخ معروف قرن چهارم متوفى سال 310 در كتاب الولاية كه استقلالا در حديث غدير نوشته و از هفتاد و پنج طريق روايت نموده .
و حافظ ابو العباس احمد بن محمّد بن سعيد بن عبد الرحمن الكوفى معروف بابن عقده متوفى سال 333 قمرى در كتاب الولاية اين حديث شريف را بيكصد و بيست و پنج طريق از صد و بيست و پنج تن از صحابه با تحقيقات بليغه نقل نموده است .
و ابن حدّاد حافظ ابو القاسم حسكانى متوفى 492 در كتاب الولاية مشروحا واقعه غدير را با نزول آيات نقل نموده است .
خلاصه همگى علماء و محققين فضلاء خودتان ( باستثناى عدهء قليلى از متعصّبين عنود ) با سلسلهء روات از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نمودهاند كه در آن روز ( 18 ذيحجه ) سال حجة الوداع رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را بولايت نصب نمود .
تا جائى كه خليفه عمر بن الخطّاب از همه اصحاب بيشتر خوشحالى مىنمود ؟ !
و دست آن حضرت را گرفت و گفت بخّ بخّ لك يا علىّ اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة « 1 » .
هامش
( 1 ) بخ بخ اسم فعل است براى مدح و اظهار رضايت به چيزى گفته مىشود و تكرارش براى مبالغه است در رضاى به آن چيزى كه در نظر است - و لذا عمر گفت به به يا على صبح كردى در حالتى كه آقاى من و آقاى هر مؤمن و مؤمنه شدى - .