پس با اين مختصر دلائل ثابت شد كه قول بنبوت از براى على فقط از ما نيست بلكه از خود رسول خداست بنابر آنچه علماء خودتان هم تصديق نمودهاند كه بنا بفرموده آن حضرت على عليه السّلام واجد مقام نبوت بوده و هيچ امر پيچيده و مشكلى هم نبوده كه شما را بتعجب آورده .
و چون از منازل و مراتب هارونى نبوّت مستثنى شده باستثناى متصل قطعا ما عداى آن بشهادت علماى خودتان كه ذكر نموديم براى على عليه السّلام باقى و ثابت ميماند كه از همهء آن منازل بالاتر منزلهء خلافت و افضليّت است كه در خلافت هارون قرآن مجيد صراحت دارد در آيهء 138 سوره 7 ( اعراف ) ميفرمايد
وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
« 1 » .
حافظ - با اينكه در آيات گذشته بيان نموديد كه حضرت هارون با برادرش حضرت موسى شريك در امر نبوت بوده .
پس چگونه او را خليفه قرار دادند و حال آنكه مسلّم است شريك انسان مقامش بالاتر از آنست كه خليفه و جانشين او شود و اگر شريك را خليفه قرار دهند او را از مقام و مرتبه خودش تنزل دادهاند چه آنكه مقام نبوت بالاتر از مقام خلافت است .
داعى - يك عدّه از آقايان محترم بدون فكر و تأمل به اين اشتباه رفتهاند و حال آنكه اگر قدرى فكر ميفرموديد محتاج بجواب داعى نبوده خود ميدانستيد كه نبوت حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليه السّلام بالاصاله و نبوت حضرت هارون عليه السّلام تبعا بوده كانّه خليفهء آن حضرت بوده با توجه باينكه حضرت هارون با برادر بزرگوارش حضرت موسى عليه السّلام شريك در امر تبليغ بوده .
چنانچه از تقاضاى خود حضرت موسى معلوم مىشود كه از آيه 27 تا 33 سوره 20 ( طه ) نقل قول حضرت موسى را مينمايد كه
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ
هامش
( 1 ) موسى ببرادرش هارون گفت خليفه و جانشين من باش در قوم من و راه صلاح پيش گير و پيرو اهل فساد مباش .