و مسعودى در جلد دوم مروج الذّهب گويد سيرت يزيد سيرت فرعونى بود بلكه فرعون در رعيّت دارى اعدل از يزيد بود و سلطنت او ننگ بزرگى در اسلام شد زيرا مثالب بسيارى براى او مىباشد از شرب خمر و كشتن پسر پيغمبر و لعن نمودن وصى پيغمبر ( على بن أبي طالب ) و آتش زدن و خراب نمودن خانه خدا ( مسجد الحرام ) و خونريزىهاى بسيار ( مخصوصا قتل عام اهل مدينه ) و فسق و فجور بىشمار و غير آنها كه به حساب نيايد مىرساند عدم غفران و آمرزش او را .
نواب - قبله صاحب موضوع قتل عام مدينه به امر يزيد چه بود متمنّى است بيان فرمائيد .
داعى - عموم مورخين مخصوصا سبط ابن جوزى در ص 63 تذكره مىنويسد جماعتى از اهل مدينه در سنه شصت و دو رفتند بشام وقتى از فجايع اعمال و كفريات يزيد باخبر شدند برگشتند بمدينه بيعت او را شكستند و علنا او را لعن مينمودند و عامل او عثمان بن محمّد بن أبى سفيان را بيرون نمودند عبد اللّه بن حنظله ( غسيل الملائكه ) گفت اى مردم
قتل عام اهل مدينه بجرم شكستن بيعت يزيد
ما از شام بيرون نيامده و خروج بر يزيد ننموديم مگر آنكه ديديم هو رجل لا دين ينكح الامهات و البنات و الاخوات و يشرب الخمر و يدع الصلاة و يقتل اولاد النبيين « 1 » .
چون اين خبر بيزيد رسيد مسلم بن عقبه را با لشكر كثيرى از اهل شام براى سركوبى اهل مدينه فرستاد سه شبانه روز اهل مدينه را قتل عام نمودند ابن جوزى و مسعودى و ديگران مىنويسند آن قدر كشتند كه خون در كوچهها جارى و خاض الناس فى الدماء حتى وصلت الدماء قبر رسول الله صلّى الله عليه و سلم و امتلات الروضة و المسجد « 2 » .
هامش
( 1 ) او مرد بىدينى است كه نزديكى مينمايد با مادرها و دخترها و خواهرها شراب مىخورد و نماز نمىخواند و اولاد پيغمبران را ميكشد .
( 2 ) بقدرى خون در كوچههاى مدينه جارى بود كه مردم در خون فرو رفته بودند تا اينكه خون بقبر رسول خدا رسيد مسجد و قبر آن حضرت پر از خون گرديد .