چنانچه ابراهيم بن اسحاق معروف به ( ديك الجن ) كه از اجلهء فقهاء و علماء و فضلاء و ادباء شيعه بوده در حضور خليفه هارون الرّشيد عبّاسي تمام آن اشعار را قرائت نموده هارون بىاختيار يزيد را لعن كرده و گفت زنديق كاملا انكار صانع و حشر و نشر را نموده است .
از جمله اشعارى كه دلالت بر كفر و الحاد او مىكند آنست كه در موقع ترنّم و عيش ميگفت :
يا معشر الندمان قوموا * و اسمعوا صوت الاغانى
و اشربوا كاس مدام * و اتركوا ذكر المعانى
شغلتنى نغمة العيدا * ن عن صوت الاذان
و تعوضت عن الحور * عجوزا فى الدنان
ما حصل معنى آنكه به ندماء و هم پيالههاى خود گويد برخيزيد و بساز و آواز گوش دهيد و از شراب ناب استفاده كنيد و ترك كنيد خرافات دينى را زيرا ساز مرا به خود جلب نموده از صداى اذان تعويض و مصالحه ميكنم بهشت و حور العين را به پيرهزنهاى خواننده .
و در كتب مقاتل همه جا نقل است و حتى سبط ابن جوزى در ص 148 تذكره آورده كه چون اهل بيت رسالت را بشام آوردند يزيد پليد بر منظرهء قصر خود كه مشرف بر محلّه جيرون « 1 » بود قرار گرفته اين دو بيت را انشاد كرد كفر خود را ثابت نمود .
لما بدت تلك الحمول و اشرقت * تلك الشموس على ربا جيرون
نعب الغراب فقلت نح أو لا تنح * فلقد قضيت من النبى ديونى
خلاصهء معنى آنكه محملهاى اسراى آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظاهر شد كلاغى صدا كرد
هامش
( 1 ) ياقوت حموى در معجم البلدان گويد جيرون سقفى مستطيل است بر ستونها بنا كرده شده نزديك دروازه دمشق و برگرد آن شهرى است كه يكى از جبابره در زمان قديم قلعهاى در آنجا ساخته و بعدها صابئين آنجا عمارت كردند و در داخل آن معبدى براى مشترى ساختند و آنجا تفرجگاه عمومى بوده است .