ابن جوزى در كتاب الرّد على المتعصّب العنيد و سبط ابن جوزى در تذكره خواص الامّه و امام احمد حنبل در مسند و ديگران از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نمودهاند كه فرمود من اخاف اهل المدينة ظلما اخافه الله و عليه لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين لا يقبل الله منه يوم القيمة صرفا و لا عدلا « 1 » .
و نيز فرمود لعن الله من اخاف مدينتى ( اى اهل مدينتى ) « 2 » .
آيا اين همه قتل عام و هتك نواميس و نهب اموال در مدينه موجب ترس و خوف آنها نبوده و اگر بوده تصديق نمائيد بلسان خدا و پيغمبر و ملائكه و تمام مردم آن نانجيب پليد ملعون بوده و خواهد بود تا روز قيامت .
اكثر علماى خودتان يزيد پليد را لعن نموده و كتابها بر جواز لعن او نوشتهاند از جملهء علّامهء جليل القدر عبد اللّه بن محمّد بن عامر شبراوى شافعى در كتاب الاتحاف بحبّ الاشراف راجع بلعن يزيد در ص 20 نقل مينمايد كه وقتى نزد ملّا سعد تفتازانى نام يزيد برده شد گفت فلعنة الله عليه و على انصاره و على اعوانه « 3 » .
و از جواهر العقدين علّامهء سمهودى نقل مينمايد كه گفت اتفق العلماء على جواز لعن من قتل الحسين رضى اللّه عنه او امر بقتله او اجازه او رضى به من غير تعيين « 4 » .
و از ابن جوزى و أبو يعلى و صالح بن احمد بن حنبل نقل مينمايد كه با ذكر دلائل از آيات قرآن و غيره اثبات لعن يزيد مينمايند كه وقت مجلس بيش از اين اجازه گفتار نمىدهد .
پس اگر مجلس طولانى و ساعاتى از نصف شب ميگذرد بسيار لازم بود حلّ اين معمّا گردد كه آقايان از اين مقدمات پى ببريد بحقّ بزرگى كه أبا عبد اللّه الحسين
هامش
( 1 ) كسى كه بترساند اهل مدينه را از روى ظلم بترساند خداى تعالى او را ( يعنى در روز قيامت ) و بر او باد لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم و روز قيامت از چنين كسى خدا قبول نمينمايد هيچ عملى را .
( 2 ) لعنت خدا بر كسى كه بترساند شهرستان مرا ( يعنى اهل مدينه را ) .
( 3 ) لعنت خدا بر او و بر انصار و اعوان و يارى كنندگان او باد .
( 4 ) عموم علماء اتفاق نمودند بر جواز لعن كسى كه حسين رضى اللّه عنه را كشت يا امر و اجازه بكشتن آن بزرگوار نمود يا راضى بكشتن او گرديد .